كه بمذاق إشراقيان ساخته آمده و از قديم باز در ميان طالب علمان و شيفتگان حكمت و عرفان شهرت خاصّ داشته است . رك : « أسرار - الحكم » ص 275 - 288 . قس :
چگويمت كه بميخانه دوش مست و خراب * سروشِ عالَمِ غيبم چه مژدها دادست
كه اى بلند نظر شاهبازِ سِدْرَه نشين * نشيمنِ تو نه اين كُنجِ محنت آبادست
ترا ز كنگرهء عرش مىزنند صفير * ندانمت كه در اين دامگه چه افتادست
« ديوان حافظ » ص 27
و نيز ، قس :
حجاب چهرهء جان مىشود غُبار تنم * خوشا دَمى كه از آن چهره پرده برفگنم
چنين قفس نه سزاىِ چو من خوش الحانيست * روم بگلشن رضوان كه مرغ آن چمنم
چگونه طَوْف كنم در فضاىِ عالَمِ قدس * كه در سراچهء تركيبْ تختهبندِ تنم
« ديوان حافظ » ص 235
( 398 ) - ص 91 س 2
مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ . . .
الآية از آنجا كه نبيوسد .
( 399 ) - ص 91 س 2 و 3 و اللّه خلقكم « 1 » . . . الخ و خدا بيافريد شما را ، پس بميراند شما را ، پس زنده كند شما را .
( 400 ) - ص 91 س 4 إنّ للّه فى البريّة . . . الخ همانا خداى را بر بندگان مهربانى
هامش
( 1 ) - چنان كه در ص 91 حاشيهء شماره ( 1 ) مذكور افتاده اين عبارت تلخيصى است از قرآن كريم :
30 / 40 ، و ترجمت آن مستفاد است از « ترجمه و قصههاى قرآن » مبتنى بر تفسير أبو بكر عتيق نيشابورى .