تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفثة المصدور ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
نگذارد ، و در حقّ آنان كه با وى سوابق آشنايى و صحبت و ممالحت قديم داشته‌اند احسان دريغ ندارد . اين مصراع - كه خود إرسال المثلى است بديع و نغز ، و در عرف اهل ادب سخت شايع و مشهور - از متنبّى است . « يتيمة الدّهر » ج 1 ص 214 ، و تمامت بيت در ديوان وى چنين آمده است :
و بيننا لو رعيتم ذاك معرفة * إنّ المعارف فى أهل النّهى ذمم
« شرح التّبيان للعكبرى على ديوان أبى الطّيّب أحمد بن الحسين المتنبّى » ج 2 ص 288 و « شرح ديوان المتنبّى » لعبد الرّحمن البرقوقى » ج 4 ص 113 . ( 292 ) - ص 63 س 9 و 10 چون سير از پوست بيرون كشيده . . . الخ مراد آنكه : صاحب آمد اندك زاد و پوششى كه مرا مانده بود بعنف و ستم از من بگرفت و همچون « سير » عريان و بىپوشش كرد . تشبيه به « سير » از نظر برهنگى و عريان بودن ، همانند تشبيه به « پياز » از نظر توى بر توى و پوست بر پوست بودن ، تشبيهى است شايع ، و در ادب فارسى مستعمل و مصطلح . ( 293 ) - ص 63 س 10 و 11 چون موى از خمير . . . الخ تمثيل « موى از خمير بيرون آوردن يا بيرون كشيدن » در ادب عرب شايع و در ادب فارسى نيز مستعمل و آشنا به گوش است ، و نيز به صورت « موى از ماست بيرون آوردن يا بيرون كشيدن » ، هم در ادب فارسى مستعمل است و هم در زبان محاورهء كنونى رايج . صورت نخستين يعنى « موى از خمير . . . الخ » ظاهرا ناظر است به : « سلّ . . . الشّعرة من العجين « 1 » » « محيط المحيط » در مادّه : ( س ل ل )
هامش
( 1 ) - در آن هنگام كه أبو الوليد حسان بن ثابت الأنصارى مشركان را هجو خواست گفت ، در اين مهم از حضرت رسول اكرم صلعم دستورى خواست ، آن حضرت فرمودند : چگونه آنان را هجو