( 112 ) - ص 26 س 5
خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها . . . *
الآية افتاده بود بر كاز « 1 » هاى آن .
( 113 ) - ص 26 س 6
قاعاً صَفْصَفاً . . .
الآية هامونى سخت راست و نسو « 2 » .
( 114 ) - ص 26 س 6 - 8
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ . . .
الآية و چندا كه ما هلاك كرديم از شهرى كه دنه « 3 » گرفته بودند در زيش ايشان ، آنت نشست گاههاى ايشان ، آرام نگرفتند در آن از پس ايشان مگر اندكى ، و ما بوديم از ميراث گيرندگان .
( 115 ) - ص 26 س 10 بجاى عرق خون . . . الخ اين مصراع از ظهير الدّين فاريابى است در قصيدهاى بمطلع :
هو العيد يسقى بكأس المدام * هنيئا لمن فاق كلّ الأنام
و تمامت بيت در ديوان وى چنين آمده است :
بد انديش را از تف قهر او * بجاى عرق خون چكد از مسامّ « 4 »
« ديوان ظهير الدّين فاريابى » بتصحيح نگارنده ، « المعجم فى معايير أشعار العجم » « 5 » ص 342 .
هامش
( 1 ) - كازه : بفتح زاى نقطهدار ، مطلق منزل و خانه را گويند عموما و خانهاى كه مزارعان از چوب و علف بر كنار زراعت سازند خصوصا و تالار و عمارت چوبى را نيز گويند . ( برهان قاطع ) ر ك :
« لغت فرس » ص 428 .
( 2 ) - بفتح و كسر اول : چيزى نرم و ساده و هموار . ( برهان قاطع )
( 3 ) - دنه : بفتح اول و ثانى ، شادى و صدا و ندا و زمزمه از غايت خوشحالى ، و بعضى گويند :
دنه صدا و آواز خوانندگى زنان مطربه است ( برهان قاطع ) ايضا ، ر ك : « لغت فرس » ص 301 حاشيهء شمارهء 5 .
( 4 ) - ظهير الدين فاريابى از اين مضمون در قوالب شعرى ديگر نيز استفاده كرده است . چنان كه گويد :بر تن خصم بسته راه مسام * نوك پيكانت از ترشح خوى* * *ز تف كين تو دشمن بآرزو خواهد * كه خون ز رهگذر خوى برون شود ز تنش* * *از نهيبش قطره قطره جوى جوى * از مسام دشمنش خون مىجهد( 5 ) - شمس قيس رازى در « المعجم فى معايير أشعار العجم » ص 342 آورده :
ظهير اين بيت را از فرخى برده است آنجا كه گويد :از نهيب خنجر خونخوار تو روز نبرد * خون برون آيد بجاى خوى عدو را از مسام