بر كف دست تا كجا مىپويى ؟ ! اين ظلمات نه آنست ، كه در او آب حيات مىجويى « 1 » ، بحر عميق واقعه را پاياب « 2 » نايابست . » و دل ، كه از تقلّبش قلب مىخوانند « 3 » 416 ، گاه رشته فرا هواى نفس داده ، مىگفت ( ع ) : « ألم يأن 417 أن يثنى « 4 » الجموح لجام ؟ ! بعد از آنكه خويشتن را از قدر بر ايوان كيوان مشاهده « 5 » كردى ، و از آن سپس كه فرق فرقدين زير قدم سپردى ، و ليس وراء ذاك « 6 » 418 لابتغاء العلى أمد فما فوق السّماء مصعد « 7 » ، همّتت « 8 » را از طلب معالى سآمتى نيامده است ؟ ! و دلت « 9 » را از انقطاع خانه و اهالى ندامتى روى ننموده « 10 » ؟ ! تا چند هرزه گرد جهان گرديدن و بيحساب « 11 » فراز و نشيب دويدن ؟ !
قرارگاه تو بيش از دو گز « 12 » نخواهد بود * هزار بار جهان را اگر بپيمايى
« ألعود أحمد » 419 برخوان ، پيش از آنكه اجل برسد ، خويشتن را بأعزّه
هامش
( 1 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : جويى
( 2 ) سى : پايان
( 3 ) مى : تقلبش مىخوانند
( 4 ) مى : تبنى
( 5 ) سى : ملاحظه
( 6 ) در « تاريخ يمينى » ج 2 ص 19 : وراءه
( 7 ) در « تاريخ يمينى » ج 2 ص 19 : السّماء للسّموّ مصعد
( 8 ) هت ، كر : همّت
( 9 ) هت : نيامده است دلت
( 10 ) هت : ننموده است
( 11 ) سى : بىجهت
( 12 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : سه گز