مختصر كه او را وثوقى تمام حاصل شود بنويس . عميد الدوله نبشت :
فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ
« 1 » . و سلطان با لشكرى تمام برفت و ميان واسط و كوفه جنگ كرد و بساسيرى هزيمت شد . و سلطان از آن جايگه به خدمت خليفه رفت و او باز به بغداد آورد .
چون نزديك شهر رسيدند سلطان پياده در ركاب مىرفت و خليفه مبالغت مى كرد و مىگفت : « اركب يا ركن الدين » ! و از آن روز لقب سلاطين از « دولة » به « دين » مبدل شد و مال بغداد در تصرف سلاطين آمد .
مدت خلافت او چهل و چهار سال و هشت ماه بود . « 2 »
المقتدى بالله ابو القاسم عبد الله بن احمد القاسم
مدت خلافت او نوزده سال و هشت ماه بود . « 3 » چنين گويند كه به مرگ مفاجاة درگذشت . و در روز وفات او پانزده ملك بزرگ مثل ملك هند و ترك از دنيا رحلت كردند .
المستظهر بالله ابو العباس احمد بن المقتدى
در ايام او دولت آل بويه منقضى شد و شبانكاره در پارس مستولى شدند و شرح آن به جاى خود داده آيد .
مدت خلافت او بيست و پنج سال بود . « 4 »
المسترشد بالله ابو منصور فضل بن مستظهر
در ايام او محمود بن محمد بن ملكشاه سلجوقى بغداد را حصار داد و به
هامش
( 1 ) - سورهء نمل ، آيهء 37 .
( 2 ) - از سال 422 تا سال 467 هجرى قمرى . تاريخ گزيده : « سبع و ستين و اربع مائه » ، تاريخ بناكتى : « 458 »
( 3 ) - از سال 467 تا محرم 487 هجرى قمرى .
( 4 ) - از محرم 487 تا ربيع الاخر سال 512 هجرى قمرى .