و عرض ارباب غرض و اين تنخواه از ايل خراب دويرن مطالبه مىشد اثرى از ايل و سوار باقى مىماند ؟
امر الاقدس الاعلى مطاع
مهر : عبده فيروز 1252
[ 32 نامه نصرت الدوله به شاه در باب مشكلات ناشى از اعزام افواج سمنان و دامغان به استرآباد و مأموريت فوج جنرال به مغان - 1286 ق ]
قربان خاك پاى مباركت شوم [ غلام جان نثار فيروز ] آنچه در اين زمان قليل بصيرت بههم رسانده عمدهء عيوب در امور قشونى كه مكرر به خاكپاى مبارك عرض كردهام از بىترتيبى و بىقاعدگى در ماموريت افواج است و ديگرى ملاحظه نكردن مآل كار يك هفته بعد را در امروز كه عادت را بر اين جارى كردهاند و اسم او را معمول نهادهاند كه صرفه حاليه به نظر آورده ده روز بعد خبط عظيم و نزديك به خيانت محسوب مىشود ، مثل تلگراف پريشب در خصوص ماموريت فوج جنرال به مغان بود كه چهار فوج به واسطهء اين دو ماه ماموريت به كلى از كار مىافتاد جنرال كه مامور مىشد و جزو احضارى سال نو بود با دو فوج عاطل مىشد تخته قاپو كه تازه مرخص شده بود و مدتى است در قراولخانه تبريز ساخلو است در كارى مىافتاد كه در معنى نه متوقف خانه بود و نه مامور و احضار او هم ديگر مقدور نبود تا دو سال عاطل و باطل مىشد . فوج رحمت الله خان شقاقى هم كه تمام شده است ، بىمشق و تعليم به تعارف و رشوه در خانه خود متوقف مىشد هروقت هم كه احضار مىشد باز جديد بود و جرئت ماموريت دادن به سرحدات و خدمت ديگر بهجز مشق و تعليم نمىشد از آنجايى كه درد كار را ولىنعمت كل روحى فداه از همه بهتر بصيرت دارند و به محض عرض غلامان ناقص عقل الحمد لله تعالى ملتفت مىشوند انتظام چهار فوج به عمل مىآيد و مضبوط مىشود و از جمله بىترتيبى افواج و عيوب فقره افواج سمنان [ و ] دامغان « 1 » و عرب و عجم بود كه رؤساى قبل نفهميده هردو فوج را يك مرتبه با نزديكى خانه آنها به استرآباد مامور كردهاند و اين غلام درين باب عرض نكرد تا عيب آنها و اين كار معلوم شد و آشكار گرديد فوجى كه پهلوى خانه خود باشد هيچوقت صرفنظر از خانه خود و عيال خود
هامش
( 1 ) . اصل : دامقان