تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
جلوه‌گر باشد . روزنامه نظامى و قورخانه را حسب الحكم شاهنشاه‌زاده اعظم نايب السلطنه روحى فداه خدمتشان دادم كه به حضور مبارك بفرستند اميدوارم كه در مراجعت موكب همايون در جهت قورخانه بتوانم تماشايى بدهم كه اندك سبب رضامندى خاطر مبارك بشود . خيال آنكه ابدا هنوز خود اين غلام معتقد نشده و اين كارها را داخل كارى نخواهد شمرد اين‌قدر هست كه بهتر از هيچ مىپندارد . امر الاقدس مطاع مهر : عبده فيروز 1252

[ 27 نامه نصرت الدوله به شاه درباره انتظام امور افواج مختلف و آماده نمودن برخى از آنها جهت سركوبى دشمنان داخلى - 1286 ق ]

قربان خاك پاى مباركت شوم [ غلام جان نثار فيروز ] دستخط مبارك را زيارت كرده خدمت جناب آقا رسيده دستخطى كه به افتخار آقا مقرر فرموده بود زيارت نمود از جهت افواج و تداركات و ملزومات به هيچ‌وجه ناقصى نبوده و نيست . افواج اصفهان امروز كه سه‌شنبه بود از كاشان گذشته‌اند . تلگراف سهام الملك از نظر مبارك مىگذرد . فوج چهارم از خمسه گذشته ، فوجهاى مراغه و افشار در حركت بوده توپخانه موجود ششصد بار قورخانه بار بسته امروز رفتم ديدم كه مىبايست بارگيرى نمايند . نزديك به چهارهزار تومان كرايه او مىشد بسته‌هاى بار به عينه از نظر مبارك خواهد گذشت از اين جهات و افواج در موقع و موعد همه مهيا و آماده ولى به سليقه خود اين غلام همين‌قدر جسارت مىورزد كه از حكمت سؤال نبايد كرد و بلكه به زعم خودم عرضه مىدارم ارباب الدول ملهمون « 1 » اين غلام خالى از نگرانى نبود الحمد لله ولىنعمت كل روحى فداه از جزئى « 2 » و كلى را با دقايق و نكات آگاهانه « 3 » و بصير جاى تشكيك نبود و نخواهد بود . خداوند جان اين غلام را مخصوصا در هر ساعت هزار بار تصّدق وجود مبارك نمايد اين‌قدر را جسارت نمودم باز كمال جسارت بود چيزى كه به اين غلام زياد مؤثر نشد اندكى از ترتيب افتادن فوجها بود مثل زرندى كه اگر تا يك سال آنجا مشق نمىكرد و آراسته نمىشد محال بود كه بگذارم بىجهت بروند
هامش
( 1 ) . مردم از دولت تبعيت و پيروى مىكنند . ( 2 ) . اصل : جزءى ( 3 ) . اصل : آگاهنه