تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
حقيقت مشكلهء امكان احتمال تصادف نسبى را ( يعنى احتمال وجود ( ت ) را ) علاج مىكند زيرا در حالت اولى پديدهء ( ب ) گرچه مىبينيم كه ( ب ) پس از ( أ ) بوجود آمده ولى تا حدود زيادى احتمال ميرود كه ( ت ) وجود داشته باشد زيرا همانطور كه امكان دارد ( أ ) سبب وجود ( ب ) بوده باشد هم‌چنين امكان دارد كه سبب وجود ( ب ) ( ك ) و يا ( ج ) باشد ولى وقتى حالت دوّم و سوّم پديده را نيز ملاحظه ميكنم احتمال احتمال اينكه ( ب ) با سببى بجز ( أ ) ارتباط داشته باشد تدريجا ضعيف ميگردد و احتمال ارتباطش به ( أ ) قويتر مىشود زيرا اگر ( ب ) با ( أ ) ارتباط سببى داشته باشد ما جز يك علاقهء سببيت فرض نخواهيم كرد و آن علاقهء ميان ( أ ) و ( ب ) است و اما اگر ( ب ) با غير ( أ ) ارتباط سببى داشته باشد بايستى ما سه علاقهء سببيّت فرض كنيم زيرا در صورتى كه سببيّت ( أ ) را نفى كنيم ناچار بايد يك علاقهء سببيّت ميان ( ب ) و يكى از دو حالت ( ك ) و يا ( ج ) فرض كنيم تا حالت اول را تجويز توانيم كرد و باز يك علاقهء سببيّت ديگرى ميان ( ب ) و يكى از دو ظرف ( ك ) و يا ( م ) فرض كنيم تا بتوانيم حالت دوّم را تجويز كنيم و نيز يك علاقهء سببيّت سوّم ميان ( ب ) و ط يا ( د ) فرض كنيم تا فرض حالت سوّم جائز شود و پيداست كه يك احتمال ارزش بيشترى دارد تا مجموع سه احتمالى كه هريك از آن سه احتمال مساوى است با يك احتمالى كه در فرض سببيت ( أ ) بود با ( ب ) و بدين بيان روشن مىشود كه : راهى را كه ( مل ) براى كشف سببيّت نشان داده فقط نسبت بمشكل دوّم از مشكلات استقراء نقش خود را ايفاء مىكند و در آن هم احتمال وجود ( ت ) يعنى احتمال تصادف نسبى را تقليل ميدهد نه اينكه به كلى احتمال وجود ( ت ) را از بين ببرد .

راه دوم : روش اختلاف

و آن راهى است كه پژوهنده در همهء عناصر دو حالت متشابه داشته باشد بجر در يك عنصر كه پديدهء موردپژوهش در آن حالتى كه داراى آن عنصر غير مشترك
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 83 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى