مدافعين مىتوانستند حتى در آنجا زراعت كنند و نيازمند آب و نان از خارج نباشند .
نادر نيز از روى احتياط كليهء احتياجات سكنهء آن قلعه را چندين برابر لازم تهيه كرده بود . حتى صد هزار دسته سوزن و صد هزار قلم و صد هزار دسته كاغذ از هر گونه اما گوئى مشيت خداوندى بر اين قرار گرفته بود كه از دستگاه نادرى چيزى باقى نماند .
چه كلات با آن همه استحكام و تدارك بدون هيچ گونه مقاومتى به دست عليقلى خان افتاد و او پس از دست يافتن بر گنجينهء عظيم نادرى كه گلستانه ميزان آن را ، غير از اجناس و اشياى نفيس ، « پانزده كرور نقد مسكوك كه هر كرورى پانصد هزار تومان باشد » نوشته است - همهء اين ثروت بيكران را به مشهد برد و دست به اسراف و بخشش بيموقع گشود و آنچه نادر در چندين سال به زور شمشير يا به ظلم و تزوير گرفته و به لئامت و بخل روى هم انباشته بود همه را ديوانهوار به اين و آن بخشيد .
دل بسى خون به كف آورد ولى ديده بريخت * اللّه الله كه تلف كرد و كه اندوخته بود
در تصرف كلات ، فرزندان نادر نيز به چنگ عليقلى خان افتادند و عليقلى خان بر هيچيك از آنان رحم نياورد و همه را به دم تيغ آبدار سپرد . اسامى شاهزادگان نادرى كه به فرمان وى كشته شدند چنين است :
از فرزندان نادر : رضاقلى ميرزا بيست و نه ساله ، نصر الله ميرزا بيست و سه ساله ، امامقلى ميرزا هيجده ساله ، چنگيز خان سه ساله ، جهد الله خان شيرخواره .
از فرزندان رضاقلى ميرزا : محبعلى ميرزا دوازده ساله ، واحدقلى ميرزا يازده ساله ، هارون خان پنجساله ، بيستون خان هفت ساله ، محمود خان چهار ساله .
از فرزندان نصر الله ميرزا : اولدوز خان هفت ساله ، تيمور خان پنج ساله ، مصطفى خان پنج ساله ، سهراب سلطان چهار ساله ، مرتضى قلى خان سه ساله ، اسد اللّه خان سه ساله ، اوكتاى خان شيرخواره ، نصر الله ميرزا كه بعد از مرگ پدر به دنيا آمد و نام پدر بر او نهادند و او نيز به دستور عليقلى خان به قتل رسيد . عليقلى خان فقط شاهرخ