فتح نامهء قندهار
اعوذ بالله تعالى فرمان همايون شد آنكه عالىجاه رفيع جايگاه ، اخويم محمد ابراهيم خان ، سپهسالار عظيم - الاقتدار آذربايجان و حاكم دار السلطنهء تبريز به الطاف گوناگون شاهى معزز و مباهى بوده بداند كه لله الحمد از روزى كه ابواب دار القرار اين دولت نادره به كليد عنايات سبحانى بر روى روزگار نواب همايون ما گشاده شد ، به هر طرف كه سمند عزم خسروانهء ما جلوهگر گشت اگر دريا بود صحرا آساخاك در چشمش انباشتيم و به هر جانب كه صرصر همت شاهانهء ما روى نمود اگر كوه بود چون كاه از پيش پا برداشتيم و در اين اوان فيروزى توأمان كه امتداد ايام محاصرهء قلعهء قندهار به يك سال كامل رسيد ، اولا بنابر امتثال امر شريف
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ
« 1 » افاغنهء مقهورهء قندهار را به شاهراه اطاعت دعوت نموديم . چون آن طايفه به مقتضاى
وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ
« 2 » به متانت بروج و استحكام قلعه
هامش
( 1 ) - النحل 126
( 2 ) - الحشر 2