عمل شود و نيز از تاريخ انعقاد صلح آنچه از اهل ايران به روم و از روم به ايران آيند حمايت نشده به وكيلان يكديگر تسليم نمايند « 1 » و ان شاء اللّه تعالى اين دوستى و محبت در ميانهء دو دولت عظمى و اخلاف و اعقاب اين دو خانواده كبرى مخلد و برقرار باشد .
خاتمه - چون جناب نظيف افندى كه از جانب دولت عليهء عثمانيه آمده بود ، حال كه شهر شعبان المعظم سنهء هزار و صد و پنجاه و نه هجرى مطابق بارسئيل است ، به قبول شرايط و قيود مذكوره به موجب اذن رخصت نامهء همايون كه در دست داشتند - با عالىجاه مشاراليه تمسك مهر كرده به سركار « 2 » خلافت مدار شاهنشاهى سپرد ، لهذا كمترين بندهء آستان خلافت نشان ، كه از طرف قرين الشرف اقدس مأمور به انجام و اختتام امر مزبور بود ، اين تمسك را مهر كرده تسليم نمود . مشروط به اينكه من بعد از طرفين ايلچى بزرگى كه در مرتبه مساوى باشند تعيين و مقارن نوروز يا بعد ، با تصديق نامههاى داله بر قبول مراتب مسطوره و انعقاد عهود مذكوره ، فرستاده شود .
كان ذلك فى شهر المذكور و مطابق السنة الميمونة المسطور .
امضاء
كمترين بندهء آستان خلافت نشان
حسنعلى معير المالك « 3 »
هامش
( 1 ) - از اين جا تا پايان نامه كاملا با آنچه در منشآت آمده متفاوت است . در منشآت چنين آمده :
« شود و ما نيز مراتب مسطوره را منظور داشته عهد فرموديم كه مصالحهء مذكوره و عهود مشروطه هميشه بين الدولتين و اعقاب و اخلاف مؤيد و برقرار و مخلد و پايدار شود .
مادام كه از جانب آن دولت عظمى امرى مخالف عهد و ميثاق و منافى رسم وفاق به ظهور نرسد ، از اين طرف نيز نقص و خلل به قواعد آن راه نخواهد يافت . فمن نكث فانما ينكث على نفسه من اوفى بما عاهد عليه الله فسيؤتيه اجرا عظيما و حرر ذلك فى شهر محرم الحرام سنة الف و مائة و ستين من الهجرة النبوية على مهاجرها الف الف سلام و تحية . »
( 2 ) - اصل نامه : بر كار
( 3 ) اسناد شمارهء 62 و 287 انجمن تاريخ ايران ، ( خط همايون ج 3 - ص . 6 - منشآت ميرزا مهدى خان و جهانگشاى نادرى / اسناد و مكاتبات ( نصيرى ) ص 153 - 147