اقليم ولايت ارتضا حضرت على بن موسى الرضا عليه التحية و الثنا از ارض فيض تخمير با سپاهى به عدت مور و صولت شير با بخت جوان و تدبير پير ، كوس قيامت غريو رزم سازى بلندآوا و لواى گيتى ستانى فلكفرسا ساخته عازم مقصد گرديديم . طنطنه پردازى شيران بيشهء بسالت و لولهافكن عرصهء غبرا گشته ، حسين و اتباع او را به مفاد
وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ
« 1 » الرعب گونهء احوال متبدل و به فحواى
وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً
« 2 » اركان صبر و قرار تزلزل يافته چون صرفه در جنگ و صلاح در مكث و درنگ نيافتند از اسفزار عنان عزيمت برتافتند و به جانب قندهار شتافتند و عرايض اخلاصآميز كه مشعر بر اظهار بندگى و چاكرى و تعهد خدمت و فرمان برى [ بود ] به خدمت و الا فرستادند .
پيشتازان لشكر ظفر اثر و شجاعان سپاه فيروز اختر كه به ضرب يكه آويز « 3 » جوزا را دو پيكر و به برق شمشير تيز خرمن هستى اعدا را تودهء خاكستر مىساختند ، تا حوالى هرات آتشافروز نواير كين و خانمانسوز اعادى خذلان قرين و با آن فوج دغا هنگامه آراى معركهء وغا گشتند . زياده از ده هزار از آن گروه ناپاك را بر خاك هلاك افكندند . بقية السيف آن طايفه
حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
« 4 » فرارى و
كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً
به « 5 » مصداق
وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ
به اميد نجات در قلعهء هرات متوارى شدند . سر پل مالان يك فرسخى شهر مضرب خيام فلك احتشام بود كه عريضهء آن عالىجاه محتوى بر ورود ادرنه پول « 6 » پذيراى وصول و به پيشگاه حضور و الا موصول گرديد . و لله الحمد ، به حسن تأييدات از ابتداى هرات الى يك منزلى قندهار تمامى قلعهجات كه مساكن افاغنه بود به تصرف غازيان درآمده سواى قلعهء هرات و
هامش
( 1 ) - سورة الاحزاب 26
( 2 ) - ايضا 11
( 3 ) - به نظر مىآيد از تركيبات ساخت ميرزا مهدى خان باشد به معناى شمشير ، تيغ .
( 4 ) - سورة المدثر 50 / 51
( 5 ) - العنكبوت 41
( 6 ) - يعنى شهر ادرنه