چنان كار مهمى بپردازد . اما ارامنه اگر چه در ايران به دنيا آمدهاند و با مردم معاشرت مىكنند ، ولى عدهء كمى از آنها در زبان فارسى تسلط دارند . در اين ترجمه انواع لغات و مشكلات قرآنى به كار بردند . منبع معتبر آنها ترجمهاى از قرآن به زبان فارسى بود . كشيشى به نام دهوين « 1 » از مردم فرانسه ، ترجمهء انجيل را به زبان لاتين مورد استفاده قرار داد . شش ماه در اين كار وقت صرف شد .
در ماه مه بعد ( 1741 ) ميرزا مهدى با علما و كشيشان به حضور نادر رسيد .
نادر نظر سرسرى به كار آنها انداخت و وقتى قسمتى از ترجمه را براى او خواندند ، مطالب مسخرهآميزى دربارهء مذهب عيسوى بر زبان راند و ضمنا مذهب موسى را به باد ريشخند گرفت و همچنين از حضرت محمد ( ص ) و امام على ( ع ) انتقاد كرد نادر عقيده داشت كه نويسندگان انجيل در شروح خود بيش از مسلمانان اختلاف دارند و بنابراين اشكال مرتفع نخواهد شد و اگر خدا به او عمر بدهد از مذهب اسلام و مسيحيت مذهبى به وجود خواهد آورد كه از ديگر مذاهب بشر بهتر باشد .
اين مطلب به درازا كشيد و بهتر آن است كه بيش از اين به تفصيل نگرائيم .
اما دريغ است كه در مورد وزير و منشى و مشاور وى ميرزا محمد مهدى خان استرآبادى خاموشى اختيار كنيم و از اين مرد اديب سخنور و نويسندهء زبردست ، كه دست تقدير او را همنشين و همسفر و همراه و همراز مردى چون نادر كرده بود ، يادى ننمائيم .
هامش
( 1 ) -Desvignes