خرج منها حتى يعود اليها » مردى كه دل او همچو قنديل آويخته در مساجد باشد گاهى كه در آيد درو راكع و ساجد باشد و چون بيرون رود دل آويز آنكه باز گردد و بفراغ خاطر مشغول عبادت و نماز گردد . قنديل دل را كه معلق مساجدست پيوسته از زيت طلب كه بر افروزندهء مصباح
« يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ »
ست « 1 » سوزان دارد و مشكوة ضمير را از انوار طاعت كه بر بالاى نور ايمان نمايندهء نور على نورست بوقيد توحيد فروزان دارد . چنين كس چون همه اوقات مراقب يزدانست فردا در قيامت پناه قرار او سايهء عرش رحمن است . چهارم بر حسب فرمودهء « و رجل دعته امرأة ذات حسب و جمال . فقال : انى اخاف اللّه » مردى كه بخواند او را زنى اصيل صاحب جمال [ 14 پ ] كه عقل [ هر ] جوان حيران حسن و دلال او باشد . پس آن مرد از مقام مراقبت الهى كه موجب توجه خاطر و دل آگاهيست بگويد : من از خداوند تعالى ترسانم و از دل غافل خود راه نجات را پرسان . جمال محبوب مجازى ، او را از مراقبت محبوب حقيقى باز ندارد و عشوه و كرشمهء شاهد دلفريب ، او را از تجليات حضرت مشهود
« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ »
« 2 » مانع نگردد ، آتش جانسوز شهوت در وقت اشتعال متاع صبر و طاقت تقواى او را نسوزد و شعلهء دل گداز لذت نفس چراغ فسق او را بر نيفروزد ، چندان مستغرق جمال حبيب باشد كه معشوق مجازى را رقيب شمارد و استيلاى خوف روز حساب از امن و فراغ او در مشاهدهء شاهد گرد برآورد . چنين مرد در روز قيامت كه امن و سلامت مرتفع شود و نهيب
« تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ »
« 3 » ديدهء حاضرانرا در غلواى ساعت و غوغاى واقعهء كبرى متحير سازد ، به بركت تقوى از شدايد عرصات در امان باشد و برد ظل عرش رحمن حرارت قيامت را ازو دور گرداند چون حرارت شهوت را به برد يقين تبديل كرده
هامش
( 1 ) - سورة النور آيهء : 35 .
( 2 ) -وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ( سورة البقره آيهء : 185 )
( 3 ) -وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ( سورة ابراهيم آيهء : 42 )