فَيَكُونُ »
« 1 » آنكه اشياء به تمام از فرمودهء
« كُنْ »
پيدا شده باشند ، دفعة بىتدريج ، زيرا كه معنى آيت آنست كه نيست امر ما مر چيزى را كه ارادت وجود آن ميكنيم گاهى كه ارادت كرديم الا آنكه ميگوييم او را كه پيدا گرد ، پس آن چيز كائن مىشود و از بيداى عدم بحيّز وجود در مىآيد و جمع ميان خلق على سبيل التدريج و خلق دفعى از اشكالى خالى نيست . اينست تقرير سؤال و اشكال صاحب « جامع رشيدى » و حاصل جواب او بدين راجع ميگردد كه امر
« كُنْ فَيَكُونُ »
باعتبار ارادت از ليست كه متعلق بساير اشياء ميگردد دفعة و تدريج ايام ستة باعتبار حصول اشياء و خروج او از عدم بوجود در ايام الهى بر حسب مقتضاى حكمت و مشيّت و تدريجى كه لازم زمانيات است و اين جواب خوب نيست زيرا كه نسبت خلق تدريجى برين تقدير به حق تعالى از باب مجاز عقلى ميگردد ، همچو « بنى الامير المدينة » و قرينهء مجاز ظاهر نيست . بلكه جواب تحقيق آنست كه مراد از فرمودهء
« إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
بيان نفوذ مشيّت و تهيأ مراد است نزد تعلق ارادت ازلى بىدافعى و مانعى و تأخرى ، گوييا ميفرمايد كه ارادت ما در ايجاد اشياء چنان مؤثرست كه چون تعلق بوجود شيئى يافت فى الحال مراد به دو متعلق شد بىتعللى ، پس قول
« كُنْ »
مفصح از سرعت نفوذ مشيّت است نه مخبر از حصول اشياء دفعة ، چنانچه صاحب سؤال فهم كرده و برين تقدير هيچ مناقضهء در كلام نيست زيرا كه مرادى كه حاصل از ارادت جازمهء سريع النفاذ [ 12 پ ] مىشود مىتواند بود كه تدريجى باشد زيرا كه متعلق بمراد على سبيل التدريج گردد و اگر متعلق شود دفعة مراد حاصل شود دفعة ، اينست تحقيق جواب . حضرت خلافت رتبت خان فرمودند :
بعد از تفهم سؤال و حقيقت جواب كه تواند بود بر طريق تحقيق اصحاب حقيقت كه حاصل از امر
« كُنْ »
حقيقت محمدى باشد كه اصل و محتد اشياست و اوست كه ارادت ازلى ايجاد او فرموده در ازل چون ارادت خلق اشياء ميفرمود و اشياء ازو
هامش
( 1 ) -إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ( سورة النحل آيهء : 40 )