الف - ريو نسخهاى را كه در سال 1089 استنساخ شده است شرح ميدهد « 1 » .
ب - نسخهء ديگرى كه بايد نسخهء اصلى مصنف باشد ، بتوسط « واليدو » « 2 » از بخارا براى « موزهء اژياتيك » خريدارى شده است « 3 » .
6 - قصيدهء فارسى بيست و پنج بيتى در منشآت استامبول فريدون بك .
7 - قصيدهء تركى جغتايى چهل و يك بيتى در منشآت استامبول فريدون بك .
8 - غزلى در مادهء تاريخ به تخت نشستن سلطان سليمان كه يك بيت آن در احسن التواريخ نقل شده در منشآت استامبول فريدون بك .
ب - آثار ديگر فضل اللّه كه نام آنها بما رسيده يا منتسب به اوست بشرح زيرست : « 4 »
9 - نسب نامهء محمد خان شيبانى : يا « شجرهء نسب » « 5 »
10 - رسالهء حارثيه در بيان حديث حارث « 6 » رسالهء نسب نامه و حارثيه قبل از سال 915 كه سال اتمام مهمان نامهء بخاراست تأليف شده ، زيرا ذكر اين هر دو در مهمان نامه آمده است .
11 - شرح قصيدهء برده - شرحى است به زبان فارسى بر قصيدهء معروف « البوهيرى » « 7 » اين شرح در سال 921 با تمام رسيد و اين آخرين سالى است كه از فعاليتهاى علمى فضل اللّه اطلاع يافتهايم .
12 - قطعهاى در مادهء تاريخ ظفر عبيد اللّه شيبانى بر بابر كه از حوادث سال 918 بوده است . « 8 »
13 - حل تجريد .
14 - تعليقات بر محالات . اين دو اثر در شيراز برشتهء تحرير در آمده و در عالم آرا از آنها ياد شده است .
15 - حواشى بر حواشى شرح جديد در شيراز برشتهء تحرير در آمده است .
16 - مقاصد در علم كلام .
17 - تلخيص و تحقيق كتاب كشف الغمه فى معرفة الائمهء تأليف شيخ على بن عيسى الاربلى .
هامش
( 1 ) - يادداشتهاى قزوينى ج 1 ص 17 (or . 352)Rieu II , 844( 2 ) -A . z . VALDIOV( 3 ) -ZVO XXVIII / 3 , 052 , 952ن . ك . ( نقل از مقالهء مينورسكى )
( 4 ) - آقاى محمد امين خنجى ، تاريخ ديار بكريه را كه به زبان فارسى و تاريخ دودمان آق قوينلو و نسب آنان و وقايع سلطنت اوزون حسن و پسران وى را شرح ميدهد از جمله آثار فضل اللّه نقل كردهاند در صورتى كه اين كتاب تأليف ابو بكر تهرانى است . ن . ك . به تلخيص و ترجمهء عالم آراى امينى اثر مينورسكى حاشيهء ص 126 .
( 5 ) - مهمان نامهء بخارا ص 41 و 42 .
( 6 ) - مهمان نامهء بخارا ص 94 و 96 .
( 7 ) - مينورسكى با الفباى قرار دادى مستشرقين « البصيرى » نوشته است ، احتمال دارد اشتباه چاپى باشد .
( 8 ) - تاريخ راقم صa103 نقل از يادداشتهاى قزوينى ج 3 ص 229 و همين كتاب ج 1 ص 17 ذيل « ابطال الباطل » .