منصوره با وجود آنكه از مسافات بعيده روى جمعيّت بدين بلاد آوردهاند هميشه بر سمند جلادت و مردانگى سوار از اطراف و اقطار اين ديار غارت و اولجه باردويهء همايون ميرسانند و تا غايت كه در اسبها و شترها بقيّتى و بقايى متصور مىنمود اين جماعت را در سعى و كوشش تقصيرى نبود و لسان حال ايشان ناطق بدين كلمات كه
« فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ »
« 1 » فامّا اكنون كه لشكر هلاك روى در اولاغان اين جماعت نهاده و آوازه مرگ در ميان اسب و شتر فتاده و در هر مرحله هزاران و زيادت در راه هلاك ميروند و هر اسب را سوار در وادى وفات مضمون
« فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ »
« 2 » ميخواند و مركب حيات را بسر منزل ممات ميراند و لشكر تا بسر حد قشلاق برندق خان ميرسند از اولاغان ايشان اثرى باقى نه و ايشانرا غير رايد موت ، مطعم و ساقى نيست .
ابيات
اسب و اشتر همه هلاك شدند * سر فرو برده در مغاك شدند
لاشهاى اولاغ در هر راه * اوفتاده نحيف و زرد چو كاه
اسبها خشك و مانده در رنجند * گوييا اسبهاى شطرنجند
شتران ضعيف افتاده * ز آرزوى گياه جان داده
شتر و اسب چون شود نابود * گردد اين لشكر و مدد نابود
اوزبكان چون بره پياده شوند * در مغاك فنا فتاده شوند
اكنون اگر عنايت خانى بقا و زندگانى لشكر خود ميخواهند انديشه در باب ايشان بدان مقصور شده كه بمعاودت بلاد تركستان لشكر را مأذون سازند ، شايد بقيّتى از حيوانات كه حالى مبتلاى بلاى فنا و ممات نگشتهاند خود را ازين غرقاب حوادث و آفات و طوفان بليّات و مخافات بساحل بقا و نجات رسانند و الا فقدان قوت و قوّت همگنانرا از آدمى و حيوان در وادى وفات ميراند .
هامش
( 1 ) -فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ. سورة المائده قسمتى از آيهء : 24 .
( 2 ) - سورة العنكبوت آيهء : 29 .