تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
بفسطاط آيد كه حالى نام مصر عتيق است بواسطهء آنك فسطاط عمرو در آنجا زدند و عمرو ميخواست بعد از صلح كه خيمه از آنجا بر كند بر كلّه خيمهء او مرغى بيضه نهاده بود عمرو گفت : دست از كندن خيمه باز گذارند تا مرغ بچه كند و او را پرواز دهد .

وصف مسجدى مصر كه عمر و عاص ساخته

و درين مدت عمرو عزم كرد كه در همان محل خيمه مسجدى بنا كند و مسجدى عظيم مزين باحجار رخام رنگارنگ و سقف ساج زركارى و ديگر آرايشها كه در عالم امروز شبيه و قرين آن عمارتى نيست بنا كرده و آن را امروز جامع عمرو بن العاص خوانند و نماز جمعه در آنجا اقامت كنند . چه مسجد ! معبدى از معابد اسلام ، احجار منقوشه او تمامى از رخام و اطراف سقوف مزين بزر خام ، هر ستونش از اساس عمارت ارم ذات العماد حكايت كند و مردمانرا از مشاهدهء بىستون ياد دهد ، سقوف منقش او گويى سقف اين گردون زرنگارست كه بزينت انجم بىشمار مزين گشته ، [ 71 ر ] يا سطح اين باغ مينو رنگ است كه از سقف رفيع
« وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ »
« 1 » كنايت گويد ، قناديل او افروخته از مصابيح
« وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ »
« 2 » است و اطراف او در ليالى قدر مهب روايح رياح تراويح است . منبر رفيع پايهء او از مدارج فلك نه پايه سايهء و هشتمين فلك نزد آن محل معراج مؤمنين كمترين پايهء ايست . ابيات
در جهان هيچ جاى خاص نديد * هر كه فسطاط عمرو عاص نديد
ارم ذى عماد ازو خبرى * بىستون از ستون او اثرى
منبرش را به بين و سايهء او * سقف هفتم رواق پايهء او
مسجدى كان صحابه افرازند * معبد عابدان حق سازند
لا جرم از نماز خالى نيست * در جهانش نظير حالى نيست
القصه پادشاه مصر زيادت از صد هزار سوار مردان بدوى سوار همه بر وشاقان [ ؟ ]
هامش
( 1 ) - سورة فصلت ( سجده ) قسمتى از آيهء : 12 . ( 2 ) - سورة الزاريات آيهء : 47 .
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 162 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / منوچهر ستوده