تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠

وصف عقاب كه از كبار جوارح طيورست

چنگال او از مخالب موت كنايتى و منقارش از دم سنان تيز حكايتى ، بزرگى جثه‌اش نمودار عنقاء موهوم را در قوّت متخيله تصوير كردى و الوان جناحش گلزار نقوش مانى و آثار خامهء او را در لوح ضمير تحرير نمودى ، پروازش بر سر طاير برّ و بحر گويى سرعت اجل موعودست جهت سلب ارواح زندگان و آوازش پندارى صداى مرگست نازع نفوس از اشباح زندگان . از جو فضاى هوا چون بر سر آهو فرود آمدى تو مىپنداشتى اجل معلق است كه از صوب آسمان بر سر ناتوانان فرود مىآيد و زمزمهء نوايش وقت شكار در گوش صياد گفتى بطيب نغمه هم آواز چنگ و عود مىآيد . ابيات
از جوارح همه به زور و شتاب * من نديدم شكاريى چو عقاب
[ 65 ر ]
چنگل او چو پنجهء اجل است * كه ازو مرغ روح در وجل است
مرغ را آنچنان بدم گيرد * كه هماندم ره عدم گيرد
چون بر آهو فرو فتد ز سما * گويى افتاد شاهباز قضا
تيز پرواز چرخ ازرق اوست * اجل نازل معلّق اوست
حضرت خان عالى مكان فرمودند : ازين جنس عقاب چند سر در دست قدرت امير شكاران خاصه در آمد و هر بامداد شاهباز عزم جهانگير مايل به شكار حيوانات برّى و بحرى مىشد و شب هنگام كه جوارح خاصّه از باز و شاهين و عقاب و شنقار وظايف صيد و رسوم شكار بجاى آورده بيورت معاودت واقع ميشد از گوشت آن شكاريان شيلانى لايق ترتيب مىيافت و تمامى اهل آن شيلان و خورندگان آن سفره اهل علم و صلاح از فقرا و درويشان و حفّاظ و عالمان بودند و هرگز خاطر عظيم المخاطر ، پرتو التفات بصوب جمع گلّهاى گوسفند همچو ديگر سلاطين نيفكند و همانا در ضمن آن معنى كه در خاطر افتاده بود در آن اوقات فوايد عظيمه اندراج داشته ، چه اگر
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 150 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / منوچهر ستوده