تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ معينى ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
مادرت يك رويه شد از آن تو نيز پيدا باشد كه به كجا كشد . و اگر - عياذا باللّه - سلطنت كرمان به تو رسد مرا به ساطور قصابان دو پاره كن . قضا را در جلوس پادشاه كيخاتو ، سيورغتمش از حكومت كرمان معزول شد و پادشاه خاتون را كيخاتو خان زن كرد ، و كرمان را دربسته به دو داد . وزير از هول آن كلپتره‌ئى كه گفته بود به طرف هندوستان گريخت .

[ پادشاه خاتون ]

پادشاه خاتون از غايت فصاحت و كياستى كه داشت او را به استمالت‌هاى گوناگون بفريفت تا از هندوستان بيامد ؛ و چنان كه گفته بود در زير ساطور سياست پاره‌پاره گشت ، و قضيهء او موجب تجربهء عالميان گرديد . لطف طبع و نزاكت ذهن و كمال و استعداد پادشاه خاتون موازى حسنى جهانگير او بود ، چنان كه اشعار لطيف و منشآت مليحش الى يومنا سند فضلاء روزگار است . ما به اسم تمثيل اين يك رباعى او را به استشهاد آورديم :

رباعى

بر لعل كه ديد هرگز از مشك رقم * يا غالبه بر نوش كجا كرد ستم ؟ جانا اثر خط سيه بر لب تو * تاريكى و آب زندگانىست بهم « 1 »
بعد از آن از سر قدرت و قوّت ، برادر خود سيورغتمش را از نيابت خود به حكومت كرمان بنشاند ، و خواندزاده كردوچين بنت منكو تيمور را به جهت او بخواست . سيورغتمش حق نعمت فراموش كرد و غرور جوانى او را بر آن داشت كه سر از ربقهء خواهر بكشيد . بعد از آن‌كه از حد درگذشت پادشاه خاتون او را در قلعه محبوس كرد .
هامش
( 1 ) . اين قطعه نيز از اوست :من آن زنم كه همه كار من نكوكارى است * به زير مقنعهء من بسى كله دارى است درون پردهء عصمت كه تكيه‌گاه من است * مسافران صبا را گذر به دشوارى است نه هر زنى به دو گز مقنعه است كدبانو * نه هر سرى به كلاهى سزاى سردارى است به هركه مقنعه بخشم از سرم گويد * چه جاى مقنعه تاج هزار دينارى است من آن شهم ز نژاد شهان الغ سلطان * ز ما برند اگر در جهان جهاندارى است
منتخب التواريخ معينى ( فارسى ) — صفحة 30 | معين الدين نطنزى / پروين استخرى