آورد و مدتى در آنجا متمكن شد .
بعد از آنكه سلطان الب ارسلان به استخلاص ممالك فارس التفات كرد ، نخست اتابك چاولى « 1 » را در مقدمه با لشكرى گران بفرستاد . نظام الدّين را طاقت مقاومت او نبود ، پس به طرف قلعهء فرغان كه از ولايت طارم است ، پناه برد . پس بعد از وفات چاولى ، چون حكومت فارس به دست سلغريان افتاد ، نظام الدّين حسن ديگرباره ، شبانكاره را به تصرف گرفت ، و قلعهء بدرهء ايج كه به دارالامان موسوم است عمارت كرد ، و چون تمام شد وفات يافت .
[ سيف الدين هزار سف ]
بعد از او پسر بزرگترش به حكم وصيت قائم مقام شد ، به غايت مردى مردانه بود و رأى و تدبير صايب داشت ، حكومت او امتدادى تمام يافت . پس در وقت وفات وصيّت حكومت را به فرزند خود نظام الدين حسن كرد .
[ نظام الدّين حسن دوم ]
او نيز مردى فاضل و صاحب رأى بود ، به ضرب دست و حسن تدبير شيراز را از دست آلبويه مستخلص گردانيد و تمكنى تمام يافت . سه پسر داشت : قطب الدّين مبارز ، و نظام الدّين محمود ، و سيف الدّين حسن .
[ قطب الدّين مبارز ]
بعد از وفات نظام الدين حسن [ دوم ] قطب الدين مبارز به حكم وصيّت پدر قايم مقام شد . در انواع علوم صاحب كمال بود ، به عدل و داد مملكت را معمور گردانيد ، و بسيارى ولايات را داخل شبانكاره كرد ؛ از جمله فرگ و طارم و سيرجان را كه داخل اعمال كرمان بود ، بستد . چون قوم غوز بر كرمان مستولى شدند به التماس
هامش
( 1 ) . تاريخ شبانكاره : جاولى .