تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
چنانچه اهالى هرات به يكبارگى گرويده معتقدان بودند . هرچند كسوت ملامتيان اختيار كرده بود اما به واسطهء جذبه او را معذور مىداشتند . ابتدا در خيابان هرات قريب مزار خواجه علمدار بسر مىبرده از بسيارى تردد اهل هرات به تنگ آمده ، آخر به گازرگاه شريف نقل كرده و آنجا به عبادت مشغول شده . چون وقتش رسيد ، برخاست و به حوض آب درآمد ، غسل بجا آورد و به منزل خود رفت و بنشست و كلمهء شهادت گفت و جان روان تسليم نمود . و مريدان پيش آن صفه را بسته‌اند و مىگويند همچنان نشسته است .

درويش دادبابو « 1 »

درويش عارف و سالك ، اصلش از مصر بوده و چرم‌گرى مىكرده . گويند روزى شيخ پوست‌ها را در تغار نهاده بود . روزى ديگر چون برخاست آن پوست‌ها را پيراسته و چرم شده يافت . از آن سبب او را حالى پيش‌آمد و توبه كرده و متوجه راه حق شد . و در زمان سلطان غياث الدين غورى به هرات آمد . و سلطان مشاراليه به صحبت او تقرب مىجست و از احوال سفر خود عجائب و غرائب بسيار ديده بود بيان مىكرد و سلطان مىفرمود كه بابو داد سفر دارى از آن جهة ايشان را دادبابو مىگفتند . نام اصلى ايشان درويش حاجى محمد است . تاريخ وفاتش محقق نشده اما مدفنش در بيرون درب قطبى چاق است مقابل خانقاه زبيده آغا « 2 » متصل به راهى كه به مصرخ مىروند .

حضرت مير حسينى قدس سره

قطب ربانى و محقق صمدانى سيد الكبير حسين بن عالم بن ابى الحسن المشهور به سيد الحسينى العلوى عالم و عارف و محقق و موحد بود . اصلش از نواحى
هامش
( 1 ) - ن ك : درويش حاجى محمد مصرى ( 2 ) - فعلا ازين خانقاه نشانى نيست .