وقتى كه سلطان ابو سعيد پادشاه سمرقند بود جامى در اين غزل او را ياد كرده است :
ساقى به شكل جام زر آمد هلال عيد * مى ده بفر دولت سلطان ابو سعيد
قفلى كه روزه بر در عيش و نشاط زد * شكل هلال عيد ز زر ساختش كليد
عهدى بعيد شد كه ز مى عهد كردهام * نبود بعيد نقض چنين عهدها به عيد
عيد نو است و يار نو است و بهار نو * دارد ز هر جديد دلم لذت جديد
شد بر مزيد دولت ما از دعاى شاه * بادش هميشه دولت و اقبال بر مزيد
جامى شكر لبان سمرقند را شدى * از جان مزيد يسرك اللّه ما تريد
عبد الرزاق سمرقندى در مطلع سعدين وقتى كه سلطان ابو سعيد در هرات مستقر شد شعرى آورده كه غالبا از خودش باشد . گويد : و باغ زاغان مستقر سرير سلطنت آمد و بر مسند حضرت خاقان سعيد آرام فرمود و فرمان فرماى ربع مسكون بر تختگاه جمشيد و فريدون قرار گرفت . شعر :
جمشيد ملك حضرت سلطان ابو سعيد * كز طلعتش فروغ دگر يافت تخت جم
فرخنده باد مقدم سلطان شرق و غرب * در بارگاه حضرت خاقان جم حشم