" ذكر پادشاهى بهرام بن يزدجرد كه او را بهرام گور خوانند "
( * 1 / 1 ) - طيّانى : بنّايى ، طيّان به فتح اول ، بنّاء ، گلكار .
( * 2 / 1 ) - واحد ما له ثان : يگانه است و دومى ندارد ( بىمانند است ، همتا ندارد ) .
( * 3 / 1 ) - مؤونت راه : هزينه راه ، خرج مسافرت .
( * 4 / 1 ) - قصّاد : به ضم اول ، جمع قاصد ، پيكان ، بريدان .
( * 5 / 1 ) - نيرنگ : رك تعليقات ، ديباچه شماره 6 .
( * 6 / 1 ) - صرح : به فتح اول ، كوشك ، قصر بلند ، كاخ .
( * 7 / 1 ) - سمك سماك : سمك ، به فتح اول ، قامت و بلندى از هرچيز ، بلندى ، بالا .
( دهخدا ) . سماك : هريك از دو ستاره كه در پاى اسد باشد ، منزل چهاردهم قمر .
( دهخدا ) .
( * 8 / 1 ) - مخلفة دون السّماء . . . : منزلى ( قصرى ) در زير آسمان ، گويى ابر تابستانى است كه باران آن زايل شده است . نه بز كوهى ( قوچ ) به قلّههاى بلند آن مىرسد و نه پرندهها ، مگر شاهين و عقاب .
مخلفة : المخلفة : 1 - منزل . 2 - مرحله . 3 - راه . 4 - زمينى كه درخت خلاف - كه نوعى بيد است - در آن بسيار باشد . ( الرائد ) .
اروى : قوچ كوهى . ( المنجد ) .
( * 9 / 1 ) - مجصص : گچ كارى شده ، گچ گرفته ، گچ اندوده .
( * 2 ) - الملك بعد ابى ليلى لمن غلبا : پادشاهى بعد از پدر ليلى از آن كسى است كه پيروز شود .
( * 1 / 2 ) - فظيع : كار سخت و زشت - كارى كه در شناعت و بدى از حد گذشته .