مىكنى و گرنه خوار و حقير خواهى شد . همه كارها آسان نيست ، همانا كارها ( هم ) سخت و ( هم ) آسانند . ( سهول جمع سهل : زمين نرم و هموار ، كنايه از كارهاى آسان .
حزون : جمع حزن : زمين درشت و ناهموار ، كنايه از كارهاى سخت ) . تو آسودگى را در دنياى فانى مىجويى ، ( در حالى كه وجود ندارد ) ، هركس چيزى را كه وجود ندارد بجويد ، نااميد مىشود . بيت اول يادآور اين دو بيت است :
دوش با من گفت پنهان كاردانى تيزهوش * وز شما پنهان نشايد كرد سرّ مىفروش
گفت : آسان گير بر خود كارها كز روى طبع * سخت مىگيرد جهان بر مردمان سختكوش
( حافظ ، خطيب رهبر . ص 387 ) .
( * 7 ) - لا ملك الّا بالرّجال . . . : حكومت بدان مردان كارديده ( بزرگ ) برپا نمىماند و مرد بىمال قائم نگردد و مال بىعمارت به دست نيايد و عمارت بىعدل و سياست ممكن نشود . و از سخنان اوست : پادشاه عادل بهتر از ابر داراى باران درشت دانه است . سحاب وابل : ابر داراى باران درشت دانه .
( * 8 ) - تاريخ بلعمى زمان پادشاهى اردشير را چهارده سال ذكر كرده است :
" اردشير چهارده سال ملك براند و پس بمرد و شاپور پسرش به جاى او بنشست " ص 88 .
شاهنامه كهن نيز همين قول را بيان كرده است :
" چهارده سال بر پادشاهيش برآمد ، فراخوان پروردگار را پاسخ گفت و كشور را به پسرش واگذاشت " ص 258 .
بنابراين قول المعجم كه زمان پادشاهى اردشير را سى سال دانسته است ، صحيح نيست .