- در بعضى كلمات ، زير حرف « ى » به شيوه رسم الخط عربى علامت « . » . گذاشته است ، مانند : روي / زماني / جاي / اجتناب نماي / داروي / مقامي / منزلي / هردري / ميباخت / راي / ميخواهي / عدسي / هندسي / و . . .
- در بعضى از كلمات عربى همزه را به شيوه رسم الخط فارسى ، يعنى به صورت « ي » نوشته است مانند : ايتلاف - ائتلاف / الفايت - الفائت .
- در بعضى از كلمات نقطههاى حروف را نگذاشته و يا كمتر از حد معمول گذاشته است ، مانند ، حيرت - حيرت / دره - ذره / بهيجوجه - بهيچوجه / انتقالات - انتقالات / شربتى - شربتى / چست - چيست / پ ؟ ؟ ر - پير / هست - هست / و . . .
- فعلهاى « خواستن » و « خاستن » را گاهى بر خلاف رسم الخط موجود و بجاى يكديگر نوشته است مانند : « چون به مساعدت كليم برخواست » - برخاست .
« اين همه بر من قضا نوشت و قدر خاست » - خواست .
- در بعضى كلمات حرف « ت » را بهصورت « ة » ضبط كرده است : مانند : بار مشقة - بار مشقت / جهة - جهت / حيوة - حيات / و . . .
در بعضى از كلمات عربى حرف « ة » را به صورت « ت » نوشته است ، مانند : حالت النزول - حالة النزول / فاستعن بحزم نصيح او نصيحت حازم - نصيحة / و . . .
- كاربرد قديمى برخى از افعال در متن رعايت شده است ، مانند : نبشته - نوشته / نبشتى - نوشتى .
- در اتصال و انفصال اسمها و صفتهاى مركب معيار خاصى در نگارش آنها رعايت نشده است ، مانند : فرمانروايى - فرمانروايى / بدانكه - بدانكه ( فعل امر ) / و . . .
شيوهء كار و تصحيح
با عنايت به اينكه شيوهء تصحيح علمى و انتقادى كمال مطلوب و هدف نهايى هر مصحّح است ، خوشبختانه به جهت فراهم بودن زمينهء اين كار يعنى در دسترس بودن نسخهء خطى معتبر اثر ، شيوهء تصحيح بنده نيز بر همين منوال بوده است .