سوره 2 ( البقره ) .
( * 33 ) - مزجور : زجر شده ، بازداشته شده ، رانده شده .
( * 34 ) - منكوب : رنج رسيده ، دچار نكبت شده ، مغلوب .
( * 35 ) - ليس العدوّ على . . . : دشمن در هرحال مورد اعتماد نيست ( در هيچ حال نبايد خود را از دشمن در امان دانست ) .
( * 36 ) - من كفّ لسانه عن اعراض . . . : كسى كه زبانش را از آبروى مردم بازدارد ؛ خداوند از لغزش وى در روز قيامت چشمپوشى مىكند .
( * 37 ) - مولّد خزى و مورث نكال : توليدكننده خوارى و ارث گذارنده عذاب و عقوبت
( * 38 ) - ثلاث من كنّ . . . : سركشى و نيرنگ و پيمانشكنى سه چيز است كه در هركس باشد عليه اوست .
( * 39 ) -
إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ . . .
: شما هرظلم و ستم كنيد منحصرا به نفس خويش كنيد . آيه 23 سوره 10 ( يونس ) .
-
فَمَنْ نَكَثَ . . .
: پس هركه نقض بيعت كند ؛ بر زيان و هلاك خويش اقدام كرده است . آيه 10 سوره 48 ( الفتح ) .
-
وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا . . .
: در حقيقت مكر جز با خويشتن نمىكنند . آيه 123 سوره 6 ( الانعام ) .
( * 40 ) - حذار فانّ البغى . . . : بپرهيز ، همانا ستم اهلش را بر زمين مىزند ، محلهاى ورود و خروج آن زشت و ناپسند است . ( وارد شدن به آن و آنچه از آن سر مىزند زشت و ناپسند است ) .
( * 41 ) - اطرد عنك اهل . . . : سخنچينان را از خودت دور كن زيرا كه آنان تو را مورد غضب مردم و مردم را مورد غضب تو قرار مىدهند .
( * 42 ) - سبّك من بلّغك : تو را ناسزا گفت كسى كه ( سخن يا خبر را ) به تو رساند . ( سخن چين با رساندن خبرش تو را ناسزا گفت ) .