ائمهء تاريخ آوردهاند كه ولادت كسرى در كورهء اسفراين از اعمال نيشابور بود و چون خاتم خسروى به نگين تمكين كسروى « 1 » مزين گشت و گوشه شادروان « 2 » نوشيروان از قمه سماك * 2 / 1 و قبهء افلاك بگذشت ؛ همگى همت بر قمع قواعد ظلم و قلع شجرهء بدعت و هدم بنيان بغى ، مصروف داشت و كلى نهمت در آنچه سبب تكميل فضايل نفس و تحصيل مآثر ذات و اقتناى ذخاير خيرات و ارتقاى درجات نجات است « 3 » ؛ مقصور گردانيد و فرمان داد تا هرصنف از اصناف رعايا در آن شغل كه به ايشان « 4 » موسوم است ؛ شروع نمايند و محترفه و صناع و ارباب حرف از شرايط : من اراد خير الدّارين فيلتزم « 5 » حرفته ، * 3 / 1 تجاوز نجويند و چون خاطر از توفر بر محافظت ملك و ترفيه حال لشكر و تطييب قلب رعايا بپرداخت ، با « 6 » بوذر جمهر حكيم كه تدبير امور به متانت راى او منوط بود و تيسير مهام به حصافت عقل او مربوط ، خلوت ساخت و طرفى « 7 » از جرأت نابسامان « 8 » و اقدام پروقاحت « 9 » و خذلان مزدك و جسارت او بر بىباكى و خسارت و ناپاكى او « 10 » تقرير كرد و گفت : مدتى تمام است تا « 11 » قومى بهسبب نفس بدفرماى و انديشه نابرجاى « 12 » او در تيه ضلالت سرگردانند و در بحر گمراهى غرق و از تلاطم امواج فتن مبهوت و از تراكم افواج نقم حيران . اگرنه مواد فساد او منحسم * 4 / 1 گردانيم و خلق را به « 13 » نهج مستقيم ترغيب كنيم و گروهى مفسد و جاهل را كه پيرو ضلالاند « 14 » به اشراق مصباح هدى تحريض نمائيم از عادتى كه طباع بر آن مجبول است ، چون زمان اعتياد امتداد يابد ، چنان كه تب ربعى خريفى از پيران زايل
هامش
( 1 ) - ب : كسرى .
( 2 ) - ب : + جلال .
( 3 ) - ب : - نجات است .
( 4 ) - ب : ايسان .
( 5 ) - ب : فيلتزم .
( 6 ) - اساس : تا .
( 7 ) - ب : شطرى .
( 8 ) - ب : بسامان .
( 9 ) - اساس : بر .
( 10 ) - ب : - او .
( 11 ) - ب : - تا .
( 12 ) - ب : پابرجاى .
( 13 ) - ب : برنهج .
( 14 ) - ب : ضلالتاند .