پادشاهانه نمود و مستقر عز و سرير سلطنت ملوك سالفه « 1 » ، ياد آورد و قطرات عبرات بر صفحات وجنات روان كرد و گفت :
هى المشاهد و الآثار و الطّلل * مخبّرات بانّ القوم قد رحلوا * 12
و بفرمود تا آن « 2 » را تجديد نيكو كردند و باز به حال عمارت آوردند و اكنون در شعبى كه بر صوب قريه نيشابور است ، غارى است مهيب ، و صورت شاپور را از سنگ تراشيدهاند و به شكل ستونى در ميان « 3 » غار ايستاده و ازطرفى ديگر همچنين « 4 » شعبى هست و صورتها بر آن نگاشتهاند و تمثالها انگيخته و بلاد شاپور از جبل حيلويه « 5 » كه از اعمال و مضافات فارس است و قصبه جند « 6 » شاپور كه از نواحى خوزستان است و شادروان شاپور كه مشهور است از جمله آثار و بناهاى اوست . و گويند كه به بغداد رسيد و چند روز آنجا اقامت كرد روزى آوازه درافتاد كه جمعى مردمان بر دجله مىگذشتند از ازدحام اقدام و انبوهى خلق ، مجال گذار نبود ، در دجله افتادند و غرق شدند . فرمود كه « 7 » دو جسر ببندند تا يكى ممر روندگان باشد و دويّم راه گذر « 8 » آيندگان و اين اختراع را از جمله انديشههاى صواب او دانستند و او مدت سى و يك سال و چند ماه پادشاهى كرد و نام نيك و ذكر جميل و آثار خير يادگار گذاشت .
چو نيك و بد بخواهد هردو بگذشت * خنك آنكس كه نيكى كرد و بگذشت
هامش
( 1 ) - ج : سابقه .
( 2 ) - ج : او را .
( 3 ) - ج : ميانه .
( 4 ) - ج : همچون .
( 5 ) - ج : حيلوله .
( 6 ) - ج : جند .
( 7 ) - ج : تا .
( 8 ) - ج : راهگذار .