ذكر پادشاهى كيخسرو بن سياوش و شرح حال او « 1 »
پس از وى به كيخسرو تاجبخش * رسيد افسر و گنج و او رنگ و رخش
جهاندار گشت و شهنشاه شد * ملك حشمت و آسمان جاه شد
به بام نهم قلعهء مينوى * شد آوازه عدل كيخسروى
نژاد از دو شه يافت فرخنده پى « 2 » * ز افراسياب و ز كاووس كى
كيخسرو پسر سياوش ، دخترزادهء افراسياب است . همتى داشت كه با چرخ اثير و فلك التدوير برابرى كردى و نفاذ امرى كه به اصابت تدبير شاه ، راه تقدير ببستى و اگر دعوى كرده شود كه چرخ مقوس گردون و سقف مقرنس سپهر « 3 » نيلگون ، بر مثل چنان پادشاهى سايه « 4 » نيفكنده است و در سكنه ربع مسكون و فضاى عرصهء « 5 » هامون ، همتاى او خسروى ننشسته ، به دلايل متين مثبت شود و به حجتهاى مبرهن مسجّل گردد .
حدث يوقّره الحجى فكأنّه * اخذ الوقار من المشيب الكامل * 1
و او در تركستان نشأت يافته و ميان تركان پرورده شد ، چون از پايهء طفوليت به درجه رجوليت ترقى كرد « 6 » ، در جبين مبين او آثار آنكه وارث ملك شود و سبب بقاى « 7 » خاندان گردد ؛ مشاهده افتاد و مردانه و مؤدّب و مبارز ، زبانآور و سخندان خاست . گيو
هامش
( 1 ) - ج : ذكر سلطنت كيخسرو و سياوش و شرححال هردو .
( 2 ) - ب : اين نيك پى .
( 3 ) - ج : - سپهر .
( 4 ) - ج : چتر .
( 5 ) - ج : عالم .
( 6 ) - ب : رسيد .
( 7 ) - ج : - بقاى .