تأليف شده است » . « 1 »
در روزگار ايلخانان مغول ، يعنى در حدود سالهاى 650 تا 740 هجرى ، حدود سى و پنج كتاب تاريخى تأليف شده است كه همگى حكايت از توجه عمده نويسندگان اين دوره به فن تاريخنويسى دارد . آقاى منوچهر مرتضوى در كتاب مسائل عصر ايلخانان دلايل نهضت تاريخنويسى در اين دوره را چنين برشمردهاند :
« 1 - علاقهمندى مغول و سلاطين آن قوم به بقاى ذكر و تخليد نام .
2 - وقوع حوادث بزرگ و حدوث وقايع مهم . . . كه از عوامل تشويق مورخان به ثبت و ضبط حوادث و وقايع بشمار مىرود .
3 - برخورد افكار و آگاهىهاى مختلف و ايجاد روابط با ملل اروپايى و دربارهاى مسيحى و ورود اطلاعات و علوم و فنون چينى و مغولى به ايران از يكسو ، ذوق مورخان فاضل و نكتهسنجى چون خواجه رشيد الدين را به استفاده از اين آبشخورهاى جديد برانگيخت و از سوى ديگر نهضتى از لحاظ توجه به تاريخ ملل ديگر و كسب اطلاعات نسبتا صحيح از اوضاع تاريخى اقوام و امم بهوجود آورد .
4 - تأثير شخصيت خصوصى ايلخانان نيز در اين مورد ترديدناپذير است ؛ يعنى علاوه بر عوامل كلى و عمومى سهگانه كه مذكور افتاد ؛ از تأثير علاقه شخصى و دانش و فضل و آگاهيهاى بعضى از ايلخانان نبايد غافل بود ، چنان كه مسلما تشويق و ترغيب و ارادهء سلطان محمود غازان در بوجود آمدن جامعترين تواريخ فارسى يعنى جامع التواريخ مؤثر بوده است .
5 - فضل خاندانهاى رشيدى و جوينى در اينباره نيز چون موارد ديگر ثابت است و اين فضل و افتخار از دو لحاظ مىباشد : هم از لحاظ تشويق و ترغيب مورخان ، نظير ديگر فضلا و علما و ادبا و هم از جهت تأليف و تصنيف شخصى ، چنان كه از سه تاريخ بزرگ و رتبه اول دورهء ايلخانى يعنى تاريخ جهانگشاى و جامع التواريخ و تاريخ وصاف ، نخستين ، تأليف يكى از اعضاى خاندان جوينى و دومّين ، تأليف مؤسس
هامش
( 1 ) مقدمه جهانگشاى جوينى ، صفحات : ج ، د .