جمعى امرا كه به رسم منغلاى پيش رفته بودند و مخالفان نيز جرات و جلادت نمودند و گروه انبوه به عزم رزم و آهنگ جنگ در برابر آمدند . جنگ سخت در پيوست .
قطعه
روز كين وقتى كه مردان در صف ميدان رزم * پشت بر جان و جهان كردند و رو در يكدگر
آن زمان كاز گرد ميدان چشم گردون گشت كور * و آن زمان كاز بانگ اسبان گوش گيتى گشت كر
شهسواران در ميان نيزهها جولان كنان * چون بر اطراف نيستان روز كين شيران نر
جز سپر نقشى نمىگرديد آن دم در خيال * جز سنان چيزى نمىكرد آن زمان بر دل گذر
همچو تير از هر طرف مىجست برق سهم و خوف * همچو گرد از هر طرف مىخاست باد شور و شر « 29 »
و هرچند آن ميدان جنگ و معركهء نام و ننگ جنگل و بيشه بود ، از تشابك اشجار و تداخل اوراق و ازهار مسرع صبا آمد شد نمىنمود و درختان سردرسر آورده حجاب شعاع آفتاب و مانع ضياى كواكب مىگشت و چشمها را در آرزوى روى مهر آب حسرت در دهان مىگشت .
بيت
درختان چنان درهم آورده سر * كه در وى صبا را نبودى گذر
ته بيشه از سايه چون شب سياه * نديده گهى روى خورشيد و ماه
هامش
( 29 ) . كليات سلمان ساوجى ص 74 .