تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
پناه آورد و عرض حال فرستاد . مضمون آن‌كه التجا و اعتماد جز به حضرت خاقان سعيد ندارم . بيت
جز آستان توام در جهان پناهى نيست * سر مرا بجز اين در حواله‌گاهى نيست
و الحالة هذه به جهت ضعف مراكب و هرگونه مآرب دور از سعادت دستبوس در منزل تحيّر مانده‌ام . حضرت خاقان سعيد فى الحال كسوتهاى خاصه و اسبان نامدار و تاج و كمر فرستاده فرمود كه در سبزوار كه ممّر او بود ما يحتاج مرتب داشته شرايط احترام به‌جاى آورند . نظم
سراپرده و خرگه و سيم و زر * قطار و مهار و كلاه و كمر ز اسبان تازى كه بشتافتى * به تگ روز بگذشته دريافتى
ميرزا عمر در سبزوار جميع ما يحتاج مرتب ساخته عازم اردوى همايون شد و غرّهء ربيع الأول در ييلاق سملقان به موضع خواجه قنبر سعادت دستبوس يافت و مناسب مآثر پادشاهانه به كمال اعزاز ممتاز شد و خدم و حشم او به خلعتهاى فاخر و اسبان نامدار مكّرم گشته و از غايت شفقت كه دربارهء خود معاينه ديد مضمون
يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ
« 32 » ساخته به زبان حال فحواى اين مقال به ادا مىرسانيد كه بيت
احوال بنده باز قوامى گرفت نو * اسباب عيش و امن نظامى گرفت نو
هامش
( 32 ) . سورة يس 27 .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 55 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى