تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
خان مغول رسيد و در ربيع الأول نوكر صديق بهادر از جانب كاشغر آمده عرضه داشت كه اويس اغلان نقش جهان را كه خان جته بود به قتل آورده و در ميان مغولان آشوب است . بيت
چو در لشكر دشمن افتد خلاف * تو شمشير خود را بمان در غلاف
ميرزا الغ بيك معتمدى به تفحص احوال امراى مغول ارسال نمود و جمعى مغولان كه در ارگ سمرقند محبوس داشت اطلاق فرمود و شاهزاده محمد جوكى ماه رجب عازم ماوراء النهر شد و چون از جيحون عبور نمود ، ميرزا الغ بيك جمعى امرا را به رسم استقبال ارسال فرمود و برادران چون دو اختر سعد در برج جهاندارى قران كردند و چون دو گوهر عالم‌افروز در درج كامكارى قرين شدند . بيت
دو شهريار گزين دو نامدار رزين * دو اختيار زمان دو افتخار زمين
و ميرزا جوكى در باغ دلگشا فروآمد و ميرزا الغ بيك چند روز پيوستهء شرايط ضيافت به هرگونه لطافت به‌جا آورد و ساقيان ماه‌سيما و مطربان زهره‌نوا باده‌هاى گلرنگ به آواز عود و چنگ مىپيمودند و عقل و هوش از جان بىدلان مىربودند . مصرع
مطرب و ساقى صلاى عيش و راه دل زدند
در اين اثنا معتمدى كه به تفحص احوال مغولستان رفته بود بازآمده شرح پريشانى آن ديار رسانيد و ميرزا الغ بيك خاطر همايون از اطراف جمع ساخته ميرزا محمد جوكى را انعام پادشاهانه فرمود و به اتفاق عازم خراسان شدند و منتصف شهر شوال رايات خورشيدساى و اعلام عالم‌آراى آن دو شاهزادهء جهان‌بخش آسمان رخش