Skip to main content

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — Page 173

Contributors:

P.173

وقايع سنهء ست عشر حكايات تزويج ميرزا محمد جهانگير بن ميرزا محمد سلطان

حضرت خاقان سعيد امتثال اوامر الهى نموده خواست كه بر سنن نبوى گوهر شب‌افروزى كه در درج سلطنت بود با كفوى مناسب امتزاج داده ازدواج فرمايد و انديشهء عالم نورد در اطراف جهان جولان نمود و رقم اين كار بر احفاد حضرت صاحبقران كامكار قرار فرمود و ميرزا محمد جهانگير بن ميرزا محمد سلطان معين شد و اركان دولت و اعيان حضرت نثارها آورده زرافشانيها كردند و چند دست رخت فراشخانه و خيمه و خرگاه و مطبخ و آبخانه و سايه‌بان و شاميانه مرتّب گشت . بغال هلال نعال و اسبان صبارفتار و بختيان كوه‌پيكر هامون‌گذار قطارقطار بىحساب در شمار آمد و مجلس به‌سان آسمان به انوار كواكب آراسته و چون بوستان به انواع ازهار پيراسته گشت و منجمان ماهر طالع وقت اختيار كرده سادات و قضات و اكابر و اشراف را به باغ زاغان آوردند و چهاردهم جمادى الأخرى درّى كه در صدف سلطنت پرورده بود ، در عقد نكاح درّى برج دولت ميرزا جهانگير آمد . مصرع
مبارك باد اين عقد همايون

ذكر قشلاق فرمودن حضرت خاقان سعيد در مازندران به عزم يورش آذربايجان

از آن زمان كه واقعهء هايلهء پادشاه سعيد شهيد معزّ الدّين ميرزا اميرانشاه در آذربايجان واقع شد ، پيوسته حضرت خاقان سعيد عزم يورش آذربايجان داشت و نقش انتقام مخالفان بر لوح انديشه مىنگاشت و از جهت حدوث وقايع كه در بلاد ماوراء النهر و خراسان تا حدود هندوستان به وقوع مىپيوست - چنانچه شرح آن معروض گشت - آن عزيمت در عقدهء تأخير مانده بود . اكنون چون به عون عنايت يزدانى و تأييد دولت آسمانى مجموع آن بلاد مضبوط شد و خبر انقلاب عراق عرب و