محبوبشان از براي آنان تجلى مىكند . و گاهى است كه تجلى بر خلاف نظم و ترتيب مىشود ، مثلا اول تجلى لطف و سپس تحلى قهر و بار سوم تجلى لطف . و از اين روست كه جملات دعاها بر خلاف ترتيب واقع شده ، زيرا لسان قال اولياء تابع لسان حال آنهاست و دعاهاشان ترجمان حالات قلبى آنان است ، كه ظاهر عنوان باطن است و دنيا پيوند به آخرت است .
لمعه اختلاف قلوب اولياء به حسب تجليات
برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر
وه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرد ؟ !
لوب اولياء آيينهء تجليات حق و محل ظهور اوست چنان كه خداى تعالى فرموده : « اى موسى زمينم و آسمانم مرا فرا نمى گيرد ، و ليكن دل بندهء مؤمنم مرا فراگير است » .
چيزى كه هست دلها در اينكه تجليات حق در آنها تجلى و ظهور كند مختلف است پارهاى از قلوب عشقى و ذوقى است كه خداى تعالى به اين گونه دلها به جمال و زيبايى و بهاء تجلى كند ، و پارهاى از قلوب خوفى است كه خداى تعالى بر آن گونه قلبها به جلال و عظمت و كبرياء و هيبت تجلى مى فرمايد ، و بعضى از قلوب هر دو جهت را داراست كه خداوند بر آن به جلال و جمال و صفات متقابله تجلى فرمايد و يا به اسم أعظم جامع تجلى كند ، كه اين مقام به خاتم انبياء و