بسمه تعالى
پيشگفتار مترجم
شبم به روى تو روز است و ديدهام به تو روشن
و ان هجرت سواء عشيّتى و غداتى
شبان تيره ، اميدم به صبح روى تو باشد
و قد تفتّش عين الحياة في الظّلمات
تاريكى شب هر چند پردهء سياهى بر أفق مى كشد و بجز ظلمت و سياهى چيزى به نظر نمى رسد و موجودات زنده كه با نور سر و كار دارند از جنبش و فعاليت مى ايستند و همچون مردگان بي حركت مى افتند ، اما در ضمير دل آگاهان و اولياى الهى چراغى روشن است كه صفحهء هستى را روشن مىكند و آنچه را كه با نور حسى نمى توان مشاهده كرد ، با نور معرفت و روشنى باطن مى بينند ، گويى كه اشعهاى ما فوق نور از دل نورانى آنان تابيده و از همهء اجسام و حواس عبور مىكند و ماوراء طبيعت و حس را نشان مىدهد .
اين نور ، برخاسته از عبادت شب زندهداريها و مناجاتهاى عاشقانه و خالصانه و بالاخره پيوند محكمى است كه با كمال مطلق و جميل