تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 985

مساهمون:

ص٩٨٥
نهايت مملكت خود ايمن توانند بود و اهل اسلام در حدود دار الملك ايشان بر سبيل استيلا معاش مىكنند . اگر عاطفت پادشاهانه ايشان را امان بخشد بعد از اداى جزيه به هرچه فرمان اعلى نفاذ يابد قيام مىنمايند و هرچند امرا مبالغه نمودند آن حضرت جهت حميّت دين راضى نمىشد . عاقبت به موجب فتواى علما و شفاعت شيخ ابراهيم و مصلحت ديد امرا ، سر كرم به قبول ملتمس گرگين جنبانيد و ايلچيان در مقام خوف و رجا بازگشته صاحب‌قران كامكار چند روز به نشاط شكار گذرانيد و ايلچيان به تعجيل بازآمده هزار اسب و هزار تنگه زر مسكوك به القاب همايون و اقمشه و اسلحه و اوانى و زر و نقره و بلور و يك قطعه لعل خوش‌رنگ هيژده مثقال كه چنان و چندان در همه جهان به نادر توان يافت گذرانيدند و اداى جزيه و خراج قبول كرده به عهود مؤكّد گردانيدند و حضرت صاحب‌قران عنان مراجعت معطوف داشته و مراحل گذاشته به تفليس رسيد و در آن نواحى ديرها و كليسياها را با زمين هموار ساخت و از آب گذشته جهت عمارت بيلقان به صوب قراباغ ارّان ران شد و از راه بردع به سرعت تمام به قراباغ آمد و آغرق و بقيهء لشكر تا دو هفته بيشتر و كمتر متعاقب رسيدند .

ذكر شمه‌اى از آثار عدل و احسان حضرت صاحب‌قران كه در آن ايام مشاهده افتاد

روزى كه مجلس همايون به علما و اكابر ايران و فضلا و صناديد توران بل تمام جهان مشحون بود و حضرت صاحب‌قران از بساتين فضل ايشان گل مراد مىچيد و از مشكلات علوم مىپرسيد و سخنان فرمود كه زيور كلام الملوك ملوك الكلام طراز آن تواند بود و در اثناى گفت و شنيد ، سخن به عدل و احسان و لوازم آن كشيد و آن حضرت نخواست كه به مجرّد گفتار اكتفا نمايد تا صفت
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ
« 1 » حاصل آن مجلس باشد . روى به علما آورده
هامش
( 1 ) . سورة الصّف 2 .