و تواچيان بر حسب فرمان شمار سرها كرده از سرها منارها برافراختند و عبرت عالميان ساختند و اندكى بقية السيف كه ماندند به موجب فرمان اسير شدند و علما و صلحا هركه توانست خود را به درگاه عالمپناه رسانيده سالم ماند و عاطفت پادشاهانه همه را ملبوس و مركوب و اخراجات تعيين نمود و چون كار مساكين به اتمام انجاميد و نوبت به مساكن رسيد ، فرمان عالى نفاذ يافت كه غير از مساجد و مدارس و خوانق عمارات عاليه را قاعا صفصفا « 1 » گردانيدند .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ .
« 2 » آرى فرمان قرآن به اين عنوان است
وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِيداً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً .
« 3 » چون حال بدين منوال باشد حكم الهى را گردن بايد نهاد و در مقام رضا و تسليم بايد گفت :
مصرع
هرچه از تو آيد خوش بود خواهى شفا خواهى الم
ذكر وقايع كه در اطراف ممالك واقع شده و آنچه در فارس حادث گشته درين سال
حضرت صاحبقران در وقت توجّه به جانب عراق و آذربايجان ، اميرزاده رستم را امرا سونجك بهادر و لدنيا ترخان ملازم ساخته از ولايت جام به جانب فارس فرستاد كه به اتّفاق اميرزاده پير محمد ولايت لرستان بزرگ را محافظت نموده احشام كه ياغى باشند تاراج كنند . اميرزاده رستم به شيراز آمده « 4 » به اتّفاق اميرزاده پير محمد روان شدند و در منزل كدوان ، اميرزاده پير محمد را مرضى عارض شده يا تمارض
هامش
( 1 ) .فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً( سورة طه 106 ) .
( 2 ) . آل عمران 13 .
( 3 ) . الأسراء 58 .
( 4 ) . ظف : « اميرزاده پير محمد برادر را در قراباغ طوى كرده خلعت پوشانيد و صد هزار دينار كپكى به او بخشيد . » ص 167 ج 2 .