نيافت و نوبتى ديگر در ولايت اوزبك گريخته بود . حضرت صاحبقران عفو فرمود . امّا آنجا ياغى را ديده گريخته بود و اينجا نه . و آن حضرت در اين ولا ، براى آن او را فرستاد كه باشد جبر آن نقصان نمايد و او را خود
مصرع
اينبار خر و بار به يك بار افتاد
و محمد آزاد را كه در همان معركه آثار شجاعت و پردلى به ظهور آورده بود قشون و انعام داده تربيت فرمود و جمعى كه با او بودند همه را به تشريفات پادشاهانه و عطيّات خسروانه نوازش نمود .
ذكر اجازت فرمودن حضرت صاحبقران اميرزاده شاهرخ را به جانب خراسان و احوالات ديگر
حضرت صاحبقران قرة العين سلطنت و چشم و چراغ دودمان خلافت اميرزاده شاهرخ را اجازت فرمود كه به جانب خراسان عود نمود و رايات نصرت آيات عازم جانب كابل شده از عقبهء هندوكش برآمد و از پنج مير گذشته در جلكاى باران به پنج فرسخى كابل فرود آمد و از رودخانهاى كه در آنجا مىرود به احداث نهرى فرمان داد چهار فرسخ طول و امرا و لشكريان سعى نموده به اندك مدتى تمام شده به جوى ماهىگير مشهور گشت و چند قريهء معتبر به آب آن جوى معمور گشته صحراها مزروع شد و معمار همّت آن حضرت
بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ
« 1 » را
حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ
« 2 » گردانيد و از آنجا روان شده در ظاهر كابل ، مرغزار دورين از فر نزول پادشاه روى زمين رشك سپهر برين آمد .
و در اين مقام ، ايلچى تمور قتلق اغلان و كس امير ايدكو رسيد و از جانب جته نيز رسول خضر خواجه اغلان آمد و به وسيلهء امرا به پايهء سرير اعلى آمدند و شرف
هامش
( 1 ) . سورة ابراهيم 37 .
( 2 ) . سورة النّمل 60 .