عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
« 1 » و آن حضرت شاهزادگان و امرا را به اطراف فرستاده چند روز در بغداد به عيش و عشرت داد لذت داد .
بيت
وقت صبح است و لب دجله و انفاس بهار * اى پسر كشتى مى تا شط بغداد بيار
دجله عمرى است تر و تازه و خوش مىگذرد * ساقيا عمر گرانمايه به غفلت مگذار
و آن حضرت فرمود كه شرابهاى موصلى و غير آنكه در شرابخانهء سلطان احمد بود در شط ريخته ماهيان را نيز از آن تلخوش شورى در نهاد افتاده كام جان شيرين شد و مست گشته و بر پشت افتاده شكمهاشان سفيدى مىنمود و لشكريان به دست مىگرفتند .
آن حضرت فرمود كه مزار مورد الأنوار مجتهد نامدار امام [ معوّل ] « 2 » احمد بن حنبل را كه از طغيان دجله ويران شده بود آبادان ساختند و فتح نامهها به اطراف ممالك مشتمل بر ترادف نعماى الهى و تضاعف آلاء نامتناهى روان فرمود .
بيت
آفتاب تيغ دولت چون برآورد از نيام * فتح شد بر حضرت صاحبقران دار السلام
و اميرزاده محمد سلطان كه به جانب كوهستان و دربند لرستان و كردستان لشكر كشيده بود بسيار از اعدا كشته و جمعى را در ربقهء مطاوعت آورده در بغداد شرف دستبوس يافت و به نوازش مخصوص شده آن حضرت فرمود كه وقت شمشير
هامش
( 1 ) . سورة الحشر 9 .
( 2 ) . س ندارد .