بودند ، در موضع ماهيار اصفهان ، « 1 » به ياسا رسانيدند و خرد و كلان را بر شمشير قهر گذرانيد . سرى كه سر به گردون فرونياوردى كاسهء طعمهء مور و مار شد و گردنى كه بر گردنان سركشى نمودى ، مذلّت و ناكامى را گردن نهاد و چون نوبت زوال مال و جاه ايشان شد ، آن صحرا آرام جاى و خوابگاه ايشان گشت .
بيت
جهان با همه زينت و زيب او * نيرزد بدين رنج و آسيب او
چنين است آيين گردنده دهر * كه بخشد به رغبت ستاند به قهر
چو شاگرد صنعتگر حقهباز * نبخشيد چيزى كه نگرفت باز
فلك را خود اين رسم و آيين بود * كه در مهر ورزيدنش كين بود
دلا حال شاهان گيتىپناه * عجب نيست از گردش سال و ماه
كه اين كهنه سقف مقرنس نهاد * از اين شيوه بسيار دارد به ياد
و اين قطعهء ديگر در واقعهء ايشان گفتهاند :
نظم
به عبرت نظر كن به آل مظفر * شهانى كه گوى از سلاطين ربودند
كه در هفتصد و خمس و تسعين ز هجرت * دهم شب ز ماه رجب چون غنودند « 2 »
چو خرما بنان در زمانها برستند * چو تره به اندك زمانى درودند
هامش
( 1 ) . حاشيهء نسخهء ك و بين السطور نسخهء ف : « در ظفرنامه قومشه گويد » - حاشيهء نسخهء ف : « قتل سلاطين آل مظفر در ميانهء قمشه و ماهيار چنانچه قبور ايشان ، در ميان راه از يك جانب دست راست كه از شيراز به جانب اصفهان آيند ظاهر و پيداست . »
( 2 ) . ظف : سه شنبه هشتم رجب - ظفرنامه نظام شامى : « سه شنبه 12 رجب 795 . » و اين تاريخ با تقويم مىخواند .