و رسوم تعزيت به آخر رسانيده و جامه « 1 » ها بدل ساختند و به عيش و طرب اشتغال نموده جهان جوانى از سر گرفت .
نظم
چنين است رسم سراى سرور * يكى روز ماتم دگر روز سور
قسم دوم در جلوس سلطان ابو سعيد خان و وقايع زمان سلطنت او
وقايع سنهء سبع عشر و سبعمائه
چون شهزاده ابو سعيد ، به طالع سعد از مطلع « 2 » خراسان ، آفتاب مانند بر سمند گردون حركت به مقر ملك رسيد به اتفاق امراى بزرگ جلوس مبارك او را روزى اختيار كردند و اصحاب تنجيم و ارباب ارصاد و تقاويم
مصرع
سطرلاب سنجان موزون قياس
ساعتى كه سعدين از آن سعادت اقتباس كند تعيين نمودند و پادشاه خورشيد طلعت بر فراز تخت سپهر رفعت برآمد .
نظم
اى چرخ را ز پايهء تخت تو ارتفاع * خورشيد را جواهر تاجت دهد شعاع
بساط بارگاه و اطراف خرگاه از نثار درم و دينار به زر و گوهر توانگر شدند
هامش
( 1 ) . اين كلمه و كلمات مشابه آن همهجا در نسخ به صورت « جامها » آمده ولى ما بدين صورت آورديم تا با كلمات ديگر مثل « جامها » اشتباه نشود .
( 2 ) . ك : مطلع