اما خواتين اول شهزاده اولجاى قتلغ دختر پادشاه غازان خان كه در حبالهء شهزاده بسطام بود « 1 » و بعد از فوت بسطام ، الجايتو سلطان از غايت اهتمام كه به آن خاتون داشت ، به وقتى كه سلطان ابو سعيد را به خراسان مىفرستاد ، هم در طفوليت آن خاتون را به عقد شرعى به فرزند داد .
ديگر بغداد شاه خاتون كه دختر امير چوپان بن ملك بن تودان بهادر بود از قوم سلدوس و محبوبه و مطلوبهء سلطان بود و شرح خواستن و بيرون آوردن او از امير شيخ حسن نويان بن امير حسين گوركان خواهد آمد ان شاء اللّه .
ديگر دلشاد خاتون دختر دمشق خواجه [ بن چوپان مذكور ] كه در ايام پدرش خواسته بود و بدان « 2 » ميل بسيار داشت .
ديگر عادلشاه « 3 » خاتون دختر توكل بن امير ايسن قتلغ و در آن زمان به حسن او نشان نمىدادهاند .
ديگر هر قداق دختر دولتشاه كه از اقرباى امير چوپان بود .
سلطان الجايتو ، در شهور سنهء ثلاث عشر و سبعمائه ، سلطان ابو سعيد را امير سونج اتابك ساخته به خراسان روان ساخت و حكم فرمود كه امرا و وزرا و اركان دولت فرزندان ملازم شهزاده فرستند و به راه و رسم پدران مقرر باشند و ديوانيان ما يحتاج شهزاده از جواهر و نقود و مرصعات و اثواب و غيرها مرتب ساخته تسليم خواجه مرجان كه منظور نظر شاهزاده بود نمودند و مهر آل و طبل و علم و سنجق و اسبان و شتران و آنچه مناسب آن باشد سپردند و سلطان اولجايتو فرمود كه جهت عزيمت ساعت مسعود اختيار كرده بر سبيل مشايعت از سلطانيه تا ابهر آمد و فرمود كه اردوى
هامش
( 1 ) . بسطام فرزند اولجايتو بود كه بيش از دوازده سال عمر نيافت . ( رك : ذيل جامع التواريخ ص 70 )
( 2 ) . س : و به دو
( 3 ) . ك : عاشاء