بيت
چو تيغ « 1 » فصيح زبان بركشيد * سر انداخت آن را كز او سركشيد
سمند بيانش چو جولان نمود * عنان بلاغت ز ميدان ربود
[ و درود نامعدود بر خلفاء جنود و حلفاء عهود و ضابطان حدود و حافظان عقود او باد .
بيت
اول آن چاريار شرع شعار * كه چو اركان عالماند چهار
صديق اول كه فروغ صدق او جهان را چون صبح صادق روشن ساخت و فاروق اعدل كه آفتاب عدل عالمافروزش ظلمت ظلم را از عرصهء جهان برانداخت « 2 » ] و ذو النورين كه در برج شرف با نيرين « 3 » قرين بود و مهر سپر ولايت كه به منزلهء هارون در تقويت « 4 » نبوت يد بيضا نمود [ صلوات اللّه و سلامه عليه ] « 5 »
اما بعد ناظمان در ربلاغت را وفاق است و راقمان غرر فصاحت را اتفاق كه علم تاريخ كه نصوص آيات و فصوص روايات موضوع آن فن شريف تواند بود فرايد فوايد و موايد عوايد آن زيادت از آن است كه به شيرينزبانى قلم و شكرفشانى رقم سخن حسن تقرير و حديث لطف تحرير آن توان گفت
هامش
( 1 ) . س : چو تيغ فصيحش
( 2 ) . قسمت بين دو قلاب از نسخهء س ساقط است .
( 3 ) . ف : شرف نيرين قرين بود - منظور از ذو النورين عثمان بن عفان است داماد پيغمبر اكرم به دو دختر .
( 4 ) . ف : نوبت
( 5 ) . چنين است در نسخهء ف - س : صلوات اللّه عليه ، ك : رضوان اللّه عليهم .