فرمان همايون صدور يافت . سپاه ظفرپناه از اطراف و جوانب پيش آمده ، جاى مناسب جهت مورچل تعيين سازند و به جدّ و جهد بسيار كمند تسخير بر فراز كنگرهء آن حصار نامدار اندازند و ديگهاى قراغازى و جهانگيرى را نيز آورده ، محاذى قلعه جاى دهند . و سپاه نصرتنشان برحسب فرمان روى توجه به جانب حصار آورده ، مورچل گرفتند و ديگها را در جاى مناسب نشانده به حفر نقب متوجه گشتند و به ضرب ( 196 الف ) ميتين زلزله در طبقهء زمين انداختند . چو برحسب فرمان خان زمان سكندرنشان ، شاه گيتىستان :
سپاه ظفرپيشهء كينهجوى * سوى قلعه ماندند يكباره روى
زره در بر خود سپاهى همه * نمايان چو بر شكل ماهى همه
سواران [ به ] زير افسر آراسته * ز بالاى زمين فتنهها خواسته
سپاه ظفرياب نصرتقرين * به هم متصل از يسار [ و ] يمين
گرفتند منزل به صد اهتمام * بر اطراف آن حصن عالىمقام
به كيوان خروش دليران رسيد * خروش دليران به كيوان رسيد
به هر جانب ديگرى جا گرفت * ازو آتش فتنه بالا گرفت
تفنگ همچو برق آتشافروز شد * ولى ژالهاش گرم و جانسوز شد
چون اهل حصار بر اهتمام سپاه ظفرآثار اطلاع يافتند « 1 » و قصهء قتل بابا سلطان و اولاد او نيز به سرحد يقين رسيد ، بعضى از آن بادپيمايان كه چون آتش به غايت سركش بودند ، از بهر نجات خويش از ورطهء مرگ در اطاعت آن حضرت شتافتند و بىتوقف بر مثال خاك از بالا روى به پستى مانده ، از فراز باره خود را به زير انداختند . و هرچند قاضى شريعه به اتفاق جمعى كه متصدى قلعهدارى بودند در صدد منع آمدند ، فايدهاى بر آن مترتب نشد . و مردم تركستان همچنان از شكوه شوكت و سطوت دولت آن حضرت ، ترسان و هراسان ترك حصار دادند و سر در معرض خطر نهاده ، از فراز « 2 » كنگره به روى خاكريز افتادند و با آنكه از درون آمده سرهاى مردم خود را مىبريدند ، به هيچگونه بر طريقهء مخالفت اضرار و شيوهء مغايرت استمرار نمايد و ابواب معامله به روى آن حضرت گشايند . و بعد از آنكه آن قلعهء
هامش
( 1 ) . س : يافتهاند .
( 2 ) . س : افراز