گرفته ، برآورد و از دروازهء ديگر قزيلباش درآمد . و خواجه كمال الدين محمود ساغرچى كه به درگاه محمد خان شيبانى منصب اشراف ديوانى داشت ، به جهت نگاهداشت ايلچى و هراولى بازماندگان سپاه نصرتپناه از راه برگشته ، « 1 » در مرو بود . و چون از قتل محمد خان شيبانى خبر يافته ، دين خود را به دنيا فروخته ، التجا به ملازمان امير نجم ثانى برده ، نقش اخلاص مذهب شيعه بر لوح خاطر نگاشت . و امير نجم ثانى زبان به شفاعت گشاده ، آن معلون به جان امان يافت بلكه هم « 2 » از آن ايام به اعانت امير نجم ثانى در منصب وزارت و صاحب ديوانى دخل كرده ، او را با ديگر ( 67 الف ) وزرا در منصب وزارت شريك ساخت .
ذكر مقتول شدن محمد خان شيبانى و منهزم شدن لشكر آن اكابر و اشراف و سادات و قضات « 3 »
چون ماهچهء لواى فيروزين « 4 » شاه اسماعيل در عرصهء مرو به اوج سپهر با « 5 » فتح و نصرت رسيد و صرصر مكنت و ادبار بر علم دولت و اقبال محمد خان شيبانى وزيده ، سلك جمعيت فرق « 6 » اهل اسلام متفرق گرديد ، آنگاه حكومت ولايت مرو را به دوده بيگ عنايت نموده ، لواى عزيمت به جانب دار الملك خراسان اعنى بلدهء هرات برافراخت .
و قلى جان بيگ كه از جملهء ملازمان امير نجم ثانى « 7 » بود ، پيشتر از خود روان ساخت .
و منشيان آستان سلطنتآشيان به موجب فرمان شاه اسماعيل ، فتحنامهها به اقلام بلاغت انتماء بر صحايف انشاء و املاء نگاشتند و به مصحوب ايلچيان بهرامصولت به اطراف ولايت عراق عرب و عراق عجم « 8 » و فارس و كرمان و اراك « 9 » و آذربايجان و شيروان و مازندران و ديگر بلاد خراسان ارسال داشتند . از آن جهت قلى جان بيگ از ملازمان امير نجم ثانى بود و قلى جان بيگ مذكور در غايت فرح و سرور به جانب
هامش
( 1 ) . س : برگشت
( 2 ) . س : همه
( 3 ) . ت : عنوان ناخوانا است .
( 4 ) . ت : فيروزىاثر
( 5 ) . س : « با » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .
( 6 ) . « س » ، « ت » : « فوق » .
( 7 ) . س : « نجم ثانى » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد .
( 8 ) . س : عجب .
( 9 ) . س : ايران