در رسيدن به آن درخت تناور در خود ملاحظه مىكردم كه اگر كشته نشوم البته چشم و اعضايم معيوب خواهد بود بكلّى فراموش شد . ولى فضل خداوند شامل [ بود ] و از ميانهء اين چاههاى به اين باريكى و تنگى به سلامت رد شده و گذشت ، و مرگ مسلّم مجسّم به حمد اللّه دفع و رفع شد . و عجب اين بود كه تمام نوكر و ديگران اين حالت را از دور مشاهده مىكردند و من و آنها همه دستمان از چاره كوتاه [ بود ] و همگى مدهوش ايستاده تماشا مىكردند . ولى به حمد اللّه اسب محفوظا درگذشت و خيلى مايهء تشكر شد كه از اين دو خطر عظيم جان به سلامت بردم .
شكار هفت آهو 116
مجملا از صبح تا نزديك به غروبى يكى دو مرتبه جستهجسته آهو ديده شد و هركس زدند و مقارن غروب كه هوا تار و چشم كار مىكرد چند گل آهو ديده شد ولى كسى نتوانست بزند ، غير از يكى كه خود من تاخت كرده زدم و ساير اجزاء هم به قرار تفصيل آهو زدهاند :
خود من طرف غروب ، رأس - محمد مهدى خان ، رأس - حسين آقا نايب جلودار ، رأس - آدم ميرزا خان ، رأس - آقا . . . « 1 » پسر ميرزا خان ، رأس - يد اللّه خان ، رأس - آقا حسن پيشخدمت و محمد تفنگدار ، رأس .
و همينكه هوا تاريك شد گفتم جرگه را جمع كرده روانهء چاهملك ، و تقريبا يك ساعت از شب گذشته وارد شديم . اين راهى كه از ريگان به چاهملك و از اينجا به گيگان مىرود ، راه معمول اردوست كه توپ را هم از اين خطّ مىتوان عبور داد .
منازل ريگان به بمپور 117
و راهى ديگر از ريگان به بلوچستان مىرود كه دست راست اين جاده واقع و معروف [ 75 ] به راه گرانريگ [ است ] و شرح منازل آن را بهطور اجمال ذيلا مىنگارد كه بر بصيرت بينندگان اين مسافرتنامه بيفزايد .
منزل اوّل چشمهء آب گرم و از ريگان به آنجا پنج فرسخ است .
دويم چاه قنبر و از آب گرم تا آنجا شش فرسخ است .
سيم چشمهء گرانريگ و از چاه قنبر تا آنجا هفت فرسخ است .
هامش
( 1 ) - ناخواناست .