از گشارات تا مزرعهء آبباد سيد پنج فرسخ و گدار خيلى سختى [ است ] و كبك و شكار بسيار [ دارد ] و آب هم دو سه نقطه موجود و مزرعهء مزبوره در خاك بم است .
از مزرعهء آبباد سيد تا بم هفت فرسنگ و راهش سراشيب و هموار [ و ] علوفه و آب اطراف راه غيرممكن و آهو درين صحرا موجودست .
شرح خطى كه از دشتكوچ به وسط شرق و شمال به مزرعهء بيدشك سير كرده و از آنجا به دهنهء فاشكوه مىرود و به بم مىرسد . 752
از دشتكوچ تا مزرعهء بيدشك شش فرسخ و راهش رو به فراز و سنگلاخ فوق العاده است .
اطراف راه علوفه ناياب [ است ] و آهو و شكار هم تا دهنهء ميجان سه فرسخى دشتكوچ يافت مىشود . از آنجا تا بيدشك علوفه از قبيل كاهكو و شكار كوهى فراوان [ و ] در عرض راه آب و چشمهسار زياد [ ست ] . شرح حال اين مزرعه و ساير مزارع گذشته ، و از تمام نقاط جبال بارز اين مزرعه سردترست .
[ 1 ] از بيدشك تا دهنهء فاشكوه نه فرسخ ، راهش رو به نشيب [ و ] سنگلاخ بسيار سخت .
اطراف جاده از قبيل كاهكو و شكار كوهى و كبك و تيهو فراوان [ است ] و توپ را نمىتوان عبور داد .
[ 2 ] از دهنهء فاشكوه تا بم پنج فرسخ ، راهش سراشيب [ و ] تا يك درجه سهل العبورست .
اطراف راه علوفه ناياب [ است ] ولى همهجا در حوالى رود فاشكوه كه به مزرعهء فتوى و خواجه عسكر سر مىكند آب فراوان ، حاجت به ذكر . . . « 1 » نيست . آهو هم فراوان است .
هامش
( 1 ) - يك كلمهء ناخوانا .