تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦

چالكان 728

و از سر آن دو راه ربع فرسنگى گذشته به نهر كوچكى مىرسد كه منبعش چشمه‌سار و از شرق به غرب جارى [ ست ] و به فاصلهء صد قدم در يسار جادّه زراعت مىشود و مزرعهء مزبوره موسوم است به چالكان و در اين نقطه اول مزارعات جبال بارز و جيرفت است و مالكينش از اهالى جبال بارز [ ند ] و سه چهار خانوار زعيم و عمله آن در كتوك نشيمن دارند و محصول آن شتويا صيفيا معادل هشت خروار است .

كوه آب‌سگان 729

و طرف يمين چالكان در مشرق كوهى است به فاصلهء يك فرسخ كه چندان عرض و طول و ارتفاعى ندارد و موسوم است به كوه آب‌سگان و در سنوات قبل نخيلات و چشمهء زياد و جزو جبال بارز مبالغى جمع ديوانى داشته است . ولى از پنجاه سال قبل آبهاى آن تمام [ شده ] و نخيلات او خشكيده است به‌طورى كه فعلا از آنها اثرى نيست .

سنگ سفيد 730

از چالكان تا سنگ سفيد يك فرسخ و نيم است . سنگ سفيد مزرعه‌اى است متعلق به مير ناصر خان و كسانش . آب او از قنات و قريب دو سنگ و محصول آن شتويا صيفيا هشتاد خروار [ است ] و اهالى آن از زعيم و عمله قريب دوازده خانوار [ ند ] و در كتوك ساكنند و سابقا اين مزرعه جزو جبال بارز و فعلا جزو جيرفت است .

دوسارى 731

صبح شنبه نهم را بعد از اداى نماز همين‌كه قريب دو ساعت از طلوع گذشت اردو پيش‌وپس حركت كرده روانهء دوسارى شدند . خطّ امروز به شمال شرقى سير مىكند و راهش سه فرسخ و نرم و هموار و اندكى رو به فراز است و اطراف راه علوفه فراوان ، ولى آهو ناياب است . و من هم چنان كه [ 400 ] رسم است از ابتداى منزل از جاده خارج [ شدم ] و به يسار راه به عزم شكار قوش رفتيم و چند دانه درّاج صيد و قوشها را سير كرديم و دو ساعت به غروب مانده وارد دوسارى شديم .